تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 117
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 117: آینه
در روزهای بعد درسهای بیشتری داده شد.
دورهی کیمیاگری که توسط واندا هامان، دورهی نبرد واقعی که توسط بروس نایرتی و دورههایی در مورد تاریخچهی کلیِ تهذیب گران و جانوران جادویی برای همه برگزار شد.
نوآ از اینکه متوجه شد شانس او برای کیمیاگر شدن آنقدرها هم وضعیتش بد نیست خوشحال شد.
او ذهن قوی و نگرش خوبی در کارهای تکراری داشت. تنها مشکل، طبیعت سرد او بود که در تضاد با گرمای لازم برای مراقبت از گیاهانِ مفید بود.
با این حال، در طول درسِ بروس، او بیشتر از هرکس دیگری درخشید.
«حیف که شاگرد دارم و همین تمام توجهم رو میطلبه، وگرنه میتونستم همزمان استاد خصوصی تو هم باشم.»
اینها سخنان بروس پس از آن بود که نوآ حتی یک مبارزه را هم در کلاسش شکست نخورد.
اسم شاگردش دانیله و به نظر میرسه یه جورایی اینجا مشهوره. ظاهراً اون رکورد قبلیِ تستهای شکار رو در دست داشت و حالا من اون رو شکستم. اگه اون مثل بقیهی اشرافیها باشه احتمالاً ازش برای خودم دشمن ساختم.
نوآ در خانه اش بود و دربارهی وقایع هفتهی قبل فکر میکرد.
شرکت در دورههای تهذیب عمومی و نبرد واقعی ضروریه. واقعاً به یه دوره در مورد جانوران جادویی هم علاقهمندم. در مورد بقیهی دورهها، بهتره منتظر نتیجهی آزمون فردا باشم...
دانشآموزان یک روز آزاد قبل از امتحان داشتند و نوآ آن وقت را در اقامتگاه خود به تهذیب میگذراند.
کنجکاوم بدونم آزمون چطوری کار میکنه. داشتن تصورِ واضح تری از وضعیت خودم، چیز بدی نیست.
و روز استراحت بدون حادثه گذشت.
نوآ روز بعد پر انرژی از خواب بیدار شد و به سمت محل تجمع تعیین شده حرکت کرد.
دانشآموزانِ کلاسِ سایهی خاکستری باید به ساختمان خاصی در سمت چپ رودخانه میرفتند و در آنجا منتظر دستورالعملهای بیشتر میشدند.
نوآ از سر عادت، به تنهایی را...
کتابهای تصادفی
