تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 126
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت۱۲۶: توافق
عنصر نور!
نوآ سرانجام دلیل غرایز متضاد خود را فهمید.
استعداد، ثروت و عنصر کمیاب. جای تعجب نیست که او این همه دنبال کننده داره، آینده اون فوق العادهست.
دست دختر را رها کرد و بلند شد.
«من معتقدم که هیچ کدوم از شما نمی خواد برهنه از درخت آویزون بشه، درسته؟»
جوانان تقریباً بلافاصله سرشان را تکان دادند.
«خوب، شما باید بدونید که من اخیراً با کمبود پول روبرو هستم و این باعث میشه که من واقعاً تحت فشار قرار بگیرم. ممکنه شما یک راه حل برای مشکل من داشته باشید؟»
دانش آموزان معنای پشت کلمات او را فهمیدند و در مجموع دو هزار اعتبار از دستگاه ذخیره سازی خود بیرون آوردند.
نوآ کریستال ها را جمع کرد و با سر به آنها اشاره کرد.
«و مورد آخر. شما سال بالایی من هستین پس باید محل اقامت بهتری داشته باشید، درست می گم؟»
خوابگاه ها با توجه به ارشدیت دانش آموزان و فاصله آنها از سرچشمه رودخانه بر اساس قدرت آنها در کلاس انتخاب میشد.
با این حال، آکادمی در صورتی که دانشجویان بخواهند محل اقامت خود را بهبود بخشند، چالش هایی را بین دانش آموزان ایجاد میکرد.
آنها همچنین می توانستند با مجوز هر دو بخش مورد معامله قرار گرفته یا واگذار شوند.
نوآ واقعاً نمیخواست دانشآموزان دیگر را به چالش بکشد، اما از آنجایی که این فرصت پیش آمد، آن را هدر نمیداد.
«پس، کدوم یکی از شما نزدیکترین اتاق به سرچشمه رودخانه رو داره؟»
دانش آموزان برگشتند و به یکی از پسرها نگاه کردند.
نوآ لبخندی زد و به سمت او خم شد.
دانش آموز وحشت کرد و شروع به التماس کرد.
«نه لطفا، خانواده من برای تحصیل من در اینجا سرمایه گذاری زیادی کردن. من مجبور شدم مبلغی باورنکردنی به اینجا بپردازم.»
نوآ او را متوقف کرد و در حالی که سرش را تکان می داد دستی به شانه او زد.
«می دونم، می دونم. عشق یک خانواده د...
کتابهای تصادفی
