

درد، درد، دور شو
Pain, Pain, Go away
نویسنده: ثبت نشده
من مُردم. خب، حالا میخوای چیکار کنی؟» در پاییز 22 سالگی که از قید همه چیز رها شده و تنها مانده بودم، بنا بود به یک قاتل بدل شوم. دختری که توسط من کشته شد، با «به تعویق انداختن» لحظه مرگش، ده روز زمان جور کرد. او تصمیم گرفت ده روز ارزشمندش را به انتقام از کسانی که زندگی اش را تباه کرده اند اختصاص دهد. «البته که تو هم به من کمک میکنی، قاتل.»
همین طور که به انتقام گرفتن ادامه می دهیم، ناخودآگاه به حقیقتی که در پس برخورد این دو نفر وجود دارد نزدیک می شویم. این یک یاد آوری غم انگیز اما گرم از زندگی روزمره است. و «خداحافظی» در پس آن روز.
رمانی از سوگارو میاکی؛ خالق «شروع دوباره» و «سه روز خوشبختی».
خوانده
-
ژانرهای اصلی
دستهبندی
دستندرکاران
مترجمین، ویراستارها
شروع به انتشار
وضعیت انتشار
آخرین نظرات ناول
ناول های تصادفی

