تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 155
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 155:
غوغایی بزرگ در آکادمی رخ داد.
دوره بعد از امتحانات نهایی دروس بود، معمولاً اکثر دانشآموزان در آن زمان به آغوش خانواده خود باز میگشتند یا در مأموریتهای طولانی شرکت میکردند.
با این حال، همه دانش آموزان تصمیم گرفتند به دلیل یک اتفاق غیرمنتظره برنامههای خود را به تعویق بیاندازند.
ونس، دانشآموز گوشهنشینی که فقط در طول درسها چهرهاش را نشان میداد رکورد دنیل را هم شکست، مانوئل گوشو، دارنده فعلی عنوان قویترین دانشآموز آکادمی را به چالش کشید.
خانواده گوشو یک خانواده بزرگ اصیل وابسته به اودی بود.
دنیل و مانوئل رابطه دوستانه ای داشتند اما به دلیل فاصله سنی آنها، سطحشان همیشه بسیار دور بود و این سبب شد که آنها فرصت نبرد را نداشته باشند.
پس از رفتن دنیل، مانوئل موقعیت رهبر نسل جدید را به عهده گرفت و احترام همتایان خود را کسب کرد.
مانوئل مردی بود که نزدیک به بیست سال سن داشت.
از آنجایی که او بهترین محل اقامت در آکادمی را به دست آورده بود، قدرت او به طور پیوسته افزایش مییافت و به موفقیت رتبه دوم دانتیان نزدیک میشد.
او تنها چند هفته تا رسیدن به اوج مرحله جامد فاصله داشت، پس از آن از معرف خود استفاده میکرد تا پیشرفت کند.
او هرگز نمیتوانست تصور کند که اعلانات آکادمی در آن دوره برای او اعلامیه ارسال کند.
«یک چالش درست قبل از پیشرفت من؟ این بچه میخواد با پا گذاشتن بر روی من مشهور بشه.
مانوئل با پاهای ضربدری روی یک تشک بسیار راحت که روی زمین محل اقامتش گذاشته شده بود، به فکر فرو رفت.
«یعنی باید اونو نادیده بگیرم؟ من فکر نمیکنم که اگه با همچین درخواستی موافقت نکنم، چهره خودمو از دست بدم.»
فکر کرد و به آرامی سرش را خاراند.
«این از اون دانش آموزه، ونس! کسی که از دنیل پیشی گرفت!»
با وجود اینکه رابطه او با دنیل دوستانه بود، او هنوز توانایی رقابت با آن را نداشت، او فقط آن احساسات را سرکوب میکرد زیرا فاصله سنی شرایط را تقریباً برای او غیرممکن میکرد که با او مبارزه کند.»
با این حال، جوانی که تصادفی ظاهر شده بود از او جوانتر بود و از ...
کتابهای تصادفی


