تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 157
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
مانوئل متحیر شد!
«چطوری تونست منو از وسط رعد و برق بزنه؟!؟»
هنر رزمی او روی دفاع متمرکز بود، از نظر منطقی باید با حملات نوآ همخوانی میداشت.
با این حال، نوآ همچنان با موفقیت به او ضربه وارد میکرد.
او نمیدانست که نوآ پس از دومین باری که آن تکنیک را شاهد بود، به وضوح میتوانست نقاط ضعف آن را ببیند.
«جادوگر رتبه 2 بودن فوق العادهی. سرعت افکار من به شدت افزایش پیدا کرده و میتونم متوجه جزئیاتی بشم که قبلا کاملاً از اونا بیاطلاع بودم!»
او احساس میکرد که میتواند همه چیز را ببیند!
اگرچه باید به تجربه نبرد او توجه کرد، اما دیدن یک نقطه ضعف و استفاده از آن دو چیز متفاوت بود.
«تسلیم میشی یا میخوای ببینی که نفس من تا زمانی که گلوت رو بزنم دوم میاره؟»
نوآ با سخنان خود او را مسخره کرد.
او جلوی خود را میگرفت و از هیچ یک از طلسمهای جدید خود استفاده نمیکرد.
او مطمئن بود که پس از آن مسابقه، نامش به طور گستردهای شناخته میشود، بنابراین میخواست به هر قیمتی قدرت خود و مهمتر از همه، ماهیت عنصر خود را پنهان کند.
اکو را میتوان یک عروسک ساده، فقط سیاه رنگ در نظر گرفت.
تمایز طلسم پلههای سایه از جادوهای حرکتی رتبه 0 و سایر عناصر سخت بود.
هنر رزمی او کاملاً عجیب و غریب بود، اما از آنجایی که اشکال اولیه او از میخهای هنر رزمی کامایتاچی میآمد، میتوان او را به عنوان یک تزکیه کننده عنصر باد در نظر گرفت.
حتی اگر آنها مظنونین خود را داشتند، بعید بود که یک شایعه ساده به گوش خانواده بالوان برسد.
به همین دلیل است که او ترجیح میدهد به جای طولانی کردن مبارزه، یک برد سریع بگیرد.
اگر مانوئل به دلیل تمسخر، اشتباهی انجام میداد، نوآ مطمئن میشد که میتواند آن را با یک ضربه شکست دهد.
مانوئل طعمه را نگرفت اما شمشیر خود را دوباره به سمت نوآ نشانه رفت.
صاعقهها فوراً شلیک شدند، اما نوآ به سادگی به هوا پرید و دوباره فاصله بین آ...
کتابهای تصادفی

