تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 159
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 159:
او خاطرات زیادی از مبارزاتش داشت.
از اولین باری که با گرگهای چهارچشمی رتبه 1 مبارزه کرد تا مبارزه اخیر خود در این آکادمی، سبک مبارزه او همیشه بر دو ویژگی تمرکز داشت: سرعت و تیزبینی.
نوآ سعی داشت معنای تیزبینی خود را در دریاچه تاریک حک کند و بر خاطراتی تمرکز کند که در آن دشمنان خود را با یک ضربه کشته است.
فرآیند پالایش، زمان زیادی طول کشید. او باید ابتدا انرژی ذهنی خود را با ذهنیتش از تیزبینی هماهنگ میکرد و سپس انرژی ذهنی بیشتری را در دریاچه تاریک مخلوط میکرد تا ماهیت "نفس" را با چیزی که تنظیم کرده بود، هماهنگ کند.
یک هفته گذشت و آیور با آرامش درست در کنارش ایستاده و منتظر نتایج اصلاحش بود.
در شب روز هفتم، نوآ چشمانش را باز کرد و بازوهای خود را کشید.
روی کف دستش، مایع آبی به آرامی شناور بود.
هر قطره در حوض کوچک، شبیه به یک تیغه کوچک بود و حس ضعیفی تیزی از آن تراوش میگردید.
آیور فوراً به مایع نزدیک شد، با دقت آن را بررسی کرد و هر از گاهی زمزمه میکرد.
نوآ مشتاقانه پرسید:«چطوره؟»
«قطعاً با انرژی ذهنی تو خیلی روان شده، میتونی ببینی که چطوری رنگ اون به طور کامل سایههای عنصر تو رو از دست داده. با این حال، برای اولین بار، ارادهای که تو پیشه کردی قطعاً بالاتر از حد متوسطه. میتونی از این انرژی برای درست کردن یه آیتم سطح پایین رتبه 1 استفاده کنی.»
حرف آیور او را کمی ناامید کرد.
«فقط سطح پایین؟ اما من قطعا از "نفس" در مرحله مایع استفاده کردم.»
آیور سرش را تکان داد.
«انرژی ذهنی بیش از حدی درون اون وجود داره، اون مقداری از قدرت رو از دست داده. دفعه بعد، باید مستقیماً اون رو با انرژی ذهنیای که اراده در داخلش جریان داره، پالایش کنی. به این طریق، فقط یه دور پالایش انجام میدی و قدرت بیشتری رو از "نفس" اولیه حفظ میکنی.»
نوآ توضیحات او را فهمید و سر تکان داد.
آخرین بار، من اون رو صرفاً به این دلیل که میخواستم به آیور نشون بدم؛ اصلاح کردم، اما از اراده خاصی استفاده نکردم، فقط میخواستم بتونم اون رو دستکاری کنم. از این به بعد، من فقط باید "نفس" رو بی ضرر کنم و اون رو در دریای خودم بذارم...
کتابهای تصادفی

