تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 160
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
سال سوم در آکادمی عموماً توسط دانش آموزان برای تخصص در حرفه آیندهشان استفاده میشد.
هیچ کلاس درسی نبود مگر اینکه کسی برای درس خصوصی درخواست کند. و محوطه آکادمی عمدتاً خالی بود، زیرا همه دانش آموزان روی وظایف خود متمرکز بودند.
اکثر دانشآموزان پس از دو سال ثبتنام تقریباً بیست ساله بودند، بنابراین استثنائات معدودی مانند نوآ میتوانستند از آن زمان برای افزایش سطح تهذیبشان در آن محیط مساعد استفاده کنند.
نوآ در آن لحظه در زیرزمین و در حال تمرین جعل عنصری بود.
دو هفته از اولین تلاش او میگذشت اما او هنوز باید نتایج موفقیتآمیزی کسب میکرد.
«لعنتی!»
نوآ استخوان ببر خورشید را دور انداخت.
تکهی بدن جانور جادویی پرتاب شد، با دیوار زیرزمین برخورد کرد و منفجر شد. تمام حکاکیهای اتاق سوسو زدند.
یه شکست دیگه، من حتی تموم "نفسی" که اصلاح کرده بودم رو تضعیف کردم.
جعل عنصر کاملاً متفاوت از انواع دیگر روشهای حکاکی بود.
تمرینکنندگان باید بهجای «نوشتن» معنای کیفیتی که میخواستند بهدست بیاورند، «نفسی» را که در دریای خود جمع کردهاند، بهعنوان مواد اولیه آیتمی که باید جعل میکردند، استفاده میکردند.
معنای آن در ترکیب «نفس» و انرژی ذهنی آنها حک شده بود، این ترکیب باید یکی از مواد اصلی آیتم حکاکی شده باشد.
از این رو، کلمهی «جعل» به وجود آمد.
با این حال، آن ترکیب به عنوان یک ماده کافی نبود، باید با سایر مواد مناسب ترکیب میشد.
اینگونه بود که کلمهی«عنصر» به وجود آمد، زیرا اکیداً توصیه میشد که از اشیایی استفاده شود که با عنصر تمرینکننده مطابقت دارند.
استخوان ببرهای خورشید قطعاً با ترکیب نوآ مناسب نبودند، اما او تصمیم گرفت به هر حال با آنها تجربه کسب کند، زیرا برای یافتن موجودی از عنصر تاریکی باید آکادمی را ترک میکرد.
برای استفادهی بهتر از زما...
کتابهای تصادفی

