فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 168

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت ۱۶۸: خانواده بالور

«یک رقیب باید حداقل توی چیزی من رو شکست بده.»

«خفه شو! اومدی اینجا منو مسخره کنی؟»

نوآ کمی خندید، باید اعتراف می‌کرد که از صحبت کردن با او لذت می‌برد.

اما در لحظه بعد چشمانش سرد شد.

«بذار فکر کنیم که تو موفق به کتک زدن من شدی، بعدش چیکار می‌کنی؟ منو می‌کشی؟»

جو بلافاصله در اتاق تغییر کرد، جون فهمید که نوآ جدی است.

«چرا می‌پرسی؟»

«من دلایل خودم رو دارم.»

سکوت بین آنها حاکم شد.

مدتی طول کشید تا جون بالاخره صحبت کرد: «نه، من احتمالا میرم و دنبال فرد قوی‌تری می‌گردم. من هیچ دلیلی برای کشتن تو ندارم.»

«اگه اونا رو هم شکست بدی چی؟»

دوباره سکوت کرد اما اینبار کمتر طول کشید تا نوآ پاسخی دریافت کند.

«نمیدونم، باشه؟ اگه قرار بود تو رو بکشم مگه چه کاری می‌تونستی بکنی؟ چرا اینقدر در این مورد جدی هستی؟»

او به وضوح از سؤالات نوآ عصبانی شده بود، بنابراین تصمیم گرفت تا مقداری آرام شود. سپس نگاه نوا به همان به‌نگاهی بی‌تفاوت برگشت و آه بلندی کشید.

حتی به عنوان پاسخ چه انتظاری ازش داشتم؟ فکر کنم یه مقدار زیاده‌روی کردم.

نوآ سرش را خاراند و به جون نگاه کرد و دوباره آهی کشید.

«متاسفم، این خیلی ناگهانی بود.»

سپس به طبقه پایین رفت تا آیور را پیدا کند و یکی از کوزه هایش را از انبارش برداشت.

وقتی به اتاق جون برگشت، به آرامی در را زد و شراب را به او نشان داد.

«نوشیدنی می‌خوای؟ شراب آیور باید خیلی خوب باشه.»

کمی سرش را تکان داد و نوآ وارد اتاق شد و درست روبروی او روی زمین نشست.

سپس دو لیوان ساده از حلقه فضایی خود برداشت و محتویات شیشه را در آنها ریخت.

عطر شراب در هوا پخش شد، به وضوح نوشیدنی قوی‌ بود.

جون وقت را در مراسم تلف نکرد و از لیوان خود شروع به نوشیدن کرد، نوآ در تقلید از او کند نبود.

آنها مدتی در...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی