تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 174
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۱۷۴: گران قیمت
پایتخت کشور اوترا در نزدیکی مرزهای این کشور قرار گرفته بود.
به عنوان شهری که بالاترین قدرت را در کشور داشت، بهترین خط دفاعی در صورت حمله از سوی کشورهای دشمن بود.
سلسله سلطنتی تنها برای خانوادههای اشرافی نبود، خانوادههای کوچک و متوسط زیادی بودند که در مرزهای پایتخت زندگی میکردند و قلمروی خودشان را داشتند.
یک خانواده نمیتوانست دو هزار سال بر یک ملت حکومت کند بدون اینکه حوادثی اتفاق بیفتد، باید نیروی انسانی کافی میداشت تا بتواند از بسیاری خانوادههای بزرگ دیگر پیشی بگیرد.
خانواده الباس این مسئله را با پیوند دادن بسیاری از خانوادههای اصیل کوچکتر به حکومت خود، دادن مناصب مهم به آنها و پیوند وارثان خود با ازدواجهای سیاسی حل کردند.
به همین ترتیب، تعداد فرزندان آنها تا حد زیادی افزایش یافت و آنها میتوانستند برای مراقبت از بخشهای مهم شهر سلطنتی به آنها تکیه کنند.
تادئوس و لیزا دقیقاً دو تن از آن فرزندان با خون مخلوط حاصل از ازدواج سیاسی بودند. یکی به امور آکادمی رسیدگی میکرد و دیگری کاپیتان گارد سلطنتی بود.
به این ترتیب، قدرت خانواده الباس هرگز بین رعایا تقسیم نشده فقط بین خانوادههایی که نام دارند تقسیم میشد.
در مورد جانشینی تاج و تخت اما موضوع پیچیدهای برقرار بود.
تهذیبکنندگان قویتر اغلب از مبارزات سیاسی دنیای فانی کنارهگیری کرده و بر آموزش خود تمرکز میکردند و فرماندهی قاره را به نوادگان ضعیفتر خود میسپردند.
تصور نبردهای داخلی زیادی که در عمارت سلطنتی برای به دست آوردن آن موقعیت اتفاق افتاد، آسان بود.
با این حال، هیچ یک از اینها برای نوآ اهمیتی نداشت. او با آیور در کالسکه نشسته و منتظر رسیدن به شهر الباس بود.
نشان آکادمی در دستانش بود و با بلاتکلیفی در چشمانش به آن نگاه میکرد.
او گفت: گفت که باهام در تماس میمونه...
کتابهای تصادفی


