تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 175
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۱۷۵: پایتخت
کالسکهای به رهبری یک گاو نر چهار شاخ رتبه یک با سرعت زیاد در خیابانهای شهر الباس شروع به حرکت کرد.
در داخل کالسکه، در حالی که آیور با صدای بلند خروپف کرده و نوآ نیز با دقت نقشهای را بررسی میکرد.
بعد از مدتی نوآ سرش را از روی نقشه بلند کرد و آن در حلقه فضایی خود گذاشت.
بیست اعتبار فقط برای این نقشه ساده، برای زندگی در شهر سلطنتی به یه حرفه سودآور نیاز دارم.
اگر اعتباراتی را که بهدلیل دو زمین وراثتی به دست آورده بود در نظر نمیگرفت، سود او به دو اعتبار محدود میشد که بدن خفاش سه چشم را در شهر توتاک به آنها فروخته بود.
من نمیدونم که واقعاً میتونم بدون اینکه تمام منابعم رو خرج کنم اینجا زندگی کنم یا نه. در مورد شکار جانوران جادویی رتبه 4، فکر نمیکنم هنوز کاملاً در اون سطح باشم.
بر اساس پیشرفتهای اخیرش، او مطمئن بود که اگر دوباره عقاب گرسنه را ملاقات کند، میتواند باعث زخمی شدن آن شود.
اما کشتنش موضوع دیگهایه و من حتی نمیدونم وضعیت یه موجود رتبه ۴ که در اوج سطح خودشه چطوریه.
پس مجبور بود خود را به شکار دسته جانوران رتیه ۳ محدود کند، مگر اینکه میتوانست پیشرفت قابل قبولی داشته باشد.
من الان دارم بیش از حد فکر میکنم، من حتی نمیدونم که چطوری کارها در انجمن میگذره...
او اهمیت استراحت کردن را در رشد کردنش آموخته بود، بنابراین تصمیم گرفت در اولین روز زندگیاش در شهر دست به تهذیب نزند.
با این حال، او تصور نمیکرد که رسیدن به صنف اینقدر طول بکشد.
«نصف روز گذشته، به من نگو که واقعاً نیم روز دیگه طول میکشه تا به اونجا برسیم!»
شهر سلطنتی بسیار بزرگ بود و بیش از صد کیلومتر عرض داشت.
برای کشوری پر از دهکدههای کوچک و عمارتهای کم جمعیت، شهری به این بزرگی منظرهای غیرعادی بود.
با این حال، پایتخت نه تنها محل تجمع قویترین تهذیبگران کشور بود، بلکه اولین خط دفاعی در صورت وقوع تهاجم دشمن در نظر گرفته میشد.
بیشتر تجارت موجود در شهر نیز موضوعات مربوط به مبار...