تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 211
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
شناخت خطر قبل از اینکه خیلی دیر شود یکی از جنبههای کلیدی بقا بود. شکارچیان بهطور کلی به گزارشها و حواس خود اعتماد میکردند تا بفهمند که آیا منطقهای بسیار خطرناک است یا اینکه یک دسته با جانور جادویی رتبه چهار در بینشان وجود دارد یا خیر.
به همین دلیل است که بسیاری از آنها بررسی آثار موجود بر روی زمین را نادیده گرفته یا در آن زمینه مهارتی نداشتند، عموماً حواس یک تهذیبگر برای تشخیص موجوداتی در چنین سطحی از قدرت کافی بود.
با این حال، داشتن اطلاعات بیشتر، صرف نظر از اینکه چقدر کوچک باشد، تنها یک مزیت محسوب میشد.
«این واقعاً تعجب آوره، من مجبور شدم یک ماه در این منطقه شکار کنم تا بتونم رتبه اون جانورها رو از روی ردپای اونا تشخیص بدم. واقعا آکادمی شایسته شهرتشه...»
آدا قبل از ادامه دادن سوالش او را تمجید کرد.
«و بهنظرت بهترین رویکرد در برابر اون فیل چیه؟»
پاسخ نوآ بلافاصله بود: «در اندازه کوچک شدهخودشون اونا واقعا خطرناک هستن چون میتونن در پشت هر حمله همون قدرت اصلی شون رو حفظ کنن و در عین حال ضعف جثهی بزرگ خودشون رو هم از بین ببرن. تنها راه برای برگردوندن اونا به شکل طبیعیشونم اینه که باقی موجودات ضعیفتر گروه رو بکشیم. اینطوری اونا بهصورت غریزی نیاز به جذب سایر موجودات جادویی حاضر در منطقه رو احساس میکنن و برای انجام این کار به شکل اصلی خودشون بر میگردن.»
شکارچیان دیگر در توضیح او سرشان را تکان دادند، این دقیقاً همان روشی بود که آنها قصد داشتند از آن استفاده کنند.
کرت جلو آمد و با افتخار به سینه نوآ زد.
«تو دانش لازم رو برای اینجا بودن رو داری. حالا بیا دسته رو پیدا کنیم تا بتونیم به تو بابت قدرت خودمون اطمینان کامل بدیم.»
شکارچیان راهپیمایی خود را در علفزار از سر گرفتند.
در این منطقه درختی وجود نداشته و فقط بوتههای کوتاهی میروییدند، بنابراین میدان دید آنها واقعا واضح بود. وقتی آدا فهمید که نوآ میتواند نظر دیگری به حدسهای او بدهد، دوستانهتر شد و آنها اغلب در مورد موضوع جانوران جادویی در حالی که ...
کتابهای تصادفی
