تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 218
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
سه روز طول کشید تا نوآ از خواب بیدار شد. نه تنها ذهن او در طول این موفقیت به شدت تحت فشار قرار داشت، بلکه بدنش نیز برای تثبیت زمان کافی میخواست.
این یک بدن کاملاً جدید بود، فقط یک بدن با ناخالصی کمتر نبود.
عجب چیز وحشتناکی بود...
نوآ به بقایای بدن قدیمیش که در اطراف اتاق پخش شده بودند نگاه کرد.
هنوز لای موهام چند تیکه پوست گیر کرده. حتما قبل از بیرون رفتن باید حموم کنم.
با این حال، همانطور که او برخاست، متوجه برخی از جنبههای جدید مرکز قدرت خود شد.
«واو، الان من احساس میکنم خیلی سبک شدم! و این همه انرژی که داخل بدنم وجود داره دیگه چیه؟»
بدن او از گوشت و نفس ساخته شده بود و نفس هم تقریباً بدون وزن بود، پس تعجبی نداشت که وزن بدنش کم شده باشد.
«همه چیز در بدن من با نفس که نوعی از انرژیه بهصورت کامل ترکیب شده. واضحه که باید حالا این حجم از انرژی رو داشته باشم.»
سپس دستش بهطور غریزی به سمت سینهاش رفت. ضربان قلب او به دلیل غشایی که قلبش را پوشاند، خفه شده بود، اما نتوانست مشکلی در عملکرد آن پیدا کند.
«مایع اطراف قلب من باید مایع نفس عنصر تاریکی باشه. بهنظر میرسه، برای فعال کردن توانایی بدن جدیدم، باید اون نفس رو در سیستم گردش خونم تزریق کنم.»
با رسیدن بدن به رتبه چهارم، نفس درون آن نیز به مرحله مایع میرسید و قدرت بسیار بیشتری به کاربر میداد.
«واقعا مشتاقم که بدنم رو آزمایش کنم، اما اول باید همه چیز رو تمیز کنم و اجازه بدم مرکز قدرتم تثبیت بشه.»
نوآ حمامی طولانی کرد تا تمام بقایای بدن پیرش را از خود جدا کند.
سپس تمام کثیفیهای روی زمین را در یک سطل بزرگ جمع و از دود سیاه استفاده کرد تا هر اثری که باقی مانده هم پاک شود.
حالا فقط بوی خون در اتاق باقی مانده بود که با دادن زمان کافی، حتی آن هم ناپدید شد.
...کتابهای تصادفی
