تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 220
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
«بهنظر من اونا فقط یک مشت وحشی هستن، وقتی میتونی خونه داشته باشی، استفاده از غار چه فایدهای داره؟»
ویک به گفتگو ملحق شد و نظر خودش را بیان کرد.
هیزل به او گفت: «همونایی که بهشون میگی وحشی یکی از سه کشور قدرتمند قاره محسوب میشن. عاقلانه نیست که اونا رو دست کم بگیریم.»
نوآ با تظاهر به سکسکه پرسید: «م-مگه برای کشورها هم رتبهبندی وجود داره؟»
«بله، میشه گفت که قاره ما توسط سه کشور بزرگ اداره میشه. کشور اوترا در رتبه دوم یا سوم قرار داره و ضلع جنوبی قاره رو در اختیار داره، به همین دلیله که پایتخت در شمال کشور قرار گرفته، چرا که در مرز جنوبی کشور فقط دریا وجود داره. در طرف مقابل قاره اما کشور پاپرال قرار داره که اونا هم مثل ما جایگاه دوم یا سوم رو دارن. قدرت اونا با کشور ما یکسانه، اما اونا از ما خیلی فاصله دارن، پس هرگز جنگی بین این دو کشور رخ نداده.»
«پس ، ملت اوترا در جنوب و ملت پاپرال در شمال هستن.»
«منطقه مرکزی قاره چطور؟»
نوآ تقریباً فراموش کرده و سوالش را واضح پرسید اما فوری تظاهر به مستی و سکسکه کرد.
اینبار آدا بود که جواب داد: «در مرکز قاره، امپراتوری شاندال وجود داره که قویترین کشور محسوب میشن. اونا یه کشور نظامی هستن که سلسله مراتب طبقاتیشونم بر اساس سطح قدرت بهوجود اومده. در اونجا حتی یه کشاورز ساده هم میتونه به تکنیکهای تغذیهی بدن رتبه ۳ دسترسی داشته باشه و اگه کشور اوترا و پاپرال متحد نشده بودن اونا تا حالا تمام قاره رو فتح میکردن...»
«در مورد س-سایر کشورها چطور؟»
«اونا یا زیردستای این سه کشور هستن یا حزو متحدان ضعیف محسوب میشن. امپراتوری شاندال معمولاً از مردم کشورهای تسخیر شده به عنوان برده استفاده میکنه، اقتصاد اون به شدت متکی به جنگه. اوه، البته یهسری مناطق خالی از سکنه هم وجود داره که موجودات جادویی که اونجا بودن انسانهای بومی رو از بین بردن، اما چنین مناظقی خیلی کمیاب هستن...»
گفتگوی آنها تمام...
کتابهای تصادفی

