تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 238
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۳۸: باهمدیگه
زمان را کمی به عقب برگردانیم.
تروی و میلو به قسمت کریستالی لانه نزدیک میشدند.
با این حال، سفر آنها به آرامی نوآ نبود. آنها بارها توسط انبوهی از کرمهای حفار مورد کمین قرار گرفته و بهنظر میرسید که تعداد نمونههای رتبه ۳ هر بار کاهش مییافت.
میلو در حالی که لاشه جانوران اطرافش را جمع میکرد با لبخندی رضایتمند گفت: «حدس میزنم که تعداد کرمهای قویشون داره به اندازهی زیادی کاهش پیدا میکنه.»
تروی هم اضافه کرد: «پس این به این معناست که ما در حال نزدیک شدن به رهبرشون هستیم.»
سیاهچاله برر بهطور کلی یک منطقه خطرناک بود، همه میدانستند که یک موجود رتبه ۴ در جایی خوابیده است.
میلو با کمی تردید در صدایش گفت: «بله، درسته. اعتبارات کاملاً شکل گرفته جای اعتبارات تشکیل نشده رو میگیرن، بخش مرکزی لونه از اینجا شروع میشه...»
تهدید یک جانور جادویی رتبه ۴ را نباید دست کم گرفت. میلو بدنی رتبه ۴ داشت اما دانتیان او فقط در مرحله گازی بود در حالی که تروی بدن رتبه ۳ داشت، او در برابر یک جانور در ردههای قهرمانانه کاملاً بیفایده میشد.
«با این وجود به راهمون ادامه میدیم؟»
آنها باید تصمیم میگرفتند که آیا اینجا ارزش کاوش بیشتر را دارد یا خیر، آنها نمیخواستند جان خود را برای مأموریت بخش کیمیاگری به خطر بیندازند.
«سوال بهتر اینه: حاضرین دنبال من بیاین؟»
ولی صدایی از پشت سرشان بلند شد که مچبورشان کرد ناگهان بچرخند.
با این حال با دیدن موهای طلایی مرد جوان و لبخند گرم او لبخندی شادمانه زدند و با صدای بلند خوشحالی کردند.
میلو با خوشحالی دنیل را در آغوش گرفت فریاد زد: «دنیل! تو حالت خوبه!»
تروی از این حرکت کمی متحیر شده بود، اما تصمیم گرفت خود را به تعظیم و احوالپرسی محدود کند.
«لرد دنیل، خوشحالم که میبینم حال شما خوبه.»
دنیل خندید و خود را از آغوش میلو رها کرد و در حالی که کمان تروی ر...
کتابهای تصادفی

