تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 245
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۴۵: افسار
داخل عمیقترین قسمت لانه زیر سیاهچاله برر...
سه اشرافی روی زمین بلورین نشسته بودند و به جوانی خیره بودند که در سکوت بر فراز نعمت نفس تهذیب میکرد.
اتاق توسط سه اشرافی تمیز شده و اجساد کرمها در حلقههای دنیل جمع شده بود و اسلحهی دو اشرافی دیگر نیز بازیابی و با دقت ذخیره شده بودند.
سپس هر سه در مقابل نوآ نشستند و منتظر شنیدن حرفهای او شدند.
با این حال، بهنظر میرسید که نوآ واقعاً اهمیتی نمیداد، او تمام تلاش خود را میکرد تا مراکز قدرتش را دوباره پر کند و جراحات خود را التیام دهد، به همین خاطر گروه در حال از دست دادن صبر خود بودند.
«چطور تونستی اینقدر سریع قوی بشی؟ هیچ پیشینه نجیبی نداری، پس نمیتونی این همه منابع در اختیارت داشته باشی.»
تروی اولین کسی بود که سکوت را شکست، او بیش از هر سه نفر دیگر در قبول این موقعیت و شرایط نوآ تردید داشت.
با این حال، نمیشد کمکی کرد، تروی در همان کلاس او در آکادمی بود و تنها در چند سال کوتاه، شکاف بین آنها بسیار بیشتر شده بود.
مراکز قدرت نوآ در سطح دنیل بود و چنین شاهکاری برای مردی که حتی بیست سال هم نداشت باور نکردنی بود.
نوآ چشمانش را باز و بدون آنکه تهذیباش را قطع کند به او پاسخ داد: «خانواده سلطنتی استعداد من رو در آزمون ورودی در کوه شلفان کشف کردن، من از اون زمان با اونا کار میکردم.»
او همکاری خود با خانواده الباس را پنهان نکرد، اما توضیح بیشتری هم نداد، رازهایی مانند میراث سلطنتی یا ترور ساموئل باید پنهان میماندند.
گرداب سیاه بین دستان او دائماً نفس را جذب کرده و دانتیان او را دوباره پر میکرد و به آرامی بدن او را تهذیب میداد و مایع نفس را در غشای اطراف قلبش اضافه میکرد.
میلو به گفتگو ملحق شد: «پس الانم به خاطر دستورات سلطنتی اینجا بودی؟»
«نه، فقط میخواستم قدرتم رو آزمایش کنم. با این حال، این لعنتیا تلههای زیادی داخل لونهشون گذاشته بودن،...
کتابهای تصادفی



