تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 246
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۴۶: زمان
«چ-چی!؟»
تروی و میلو در همان لحظه تعجب خود را ابراز کردند اما دنیل به سادگی به چشمان نوآ خیره شد.
تروی به ابراز دشمنی خود با نوآ ادامه داد: «چرا ما باید تو رو قبول کنیم؟ ما که چیزی از تو نمیدونیم و مطمئنم که سابقه تو اصلا نیست! چرا خانواده های اشرافی باید تو رو قبول کنن؟»
نوآ صریح جواب داد: «بهخاطر استعدادم و همونطور که میدونید، من امیدوار کنندهترین تهذیبگری هستم که تا به حال وجود داشته.»
او تنها کسی بود که واقعاً قدرت خود را میدانست و خبر داشت که دستاوردهایش تا چه اندازه بیمانند است.
میلو شروع به صحبت کرد اما دنیل دستش را بلند کرد تا حرفش را قطع کند: «عجب گستاخی! امیدوار کنندهترین تهذیبگر دوران که لرد-؟»
«بسه، اون درست میگه. مراکز قدرت اون همسطح منه، حتی اگه از منم سن کمتری داشته باشه. اجازه ندید که موقعیتتون باعث بشه که قضاوت کورکورانهای انجام بدید...»
دنیل در مقایسه با اشراف دیگرش دید وسیعتری داشت.
خانوادهاش از زمانی که استعدادش کشف شد، او را تحت فشار قرار دادند تا هنر سیاست را مطالعه کند.
همچنین، اگر او واقعاً موفق میشد چنین مرد امیدوار کنندهای را جذب کند، جایگاه او بسیار بالا میرفت و خانواده های بیشتری مایل به پیوستن به آرمانشان بودند.
«تهذیبگر عنصر نور و تاریکی که در کنار هم علیه قلمرو خانواده سلطنتی مبارزه میکنن. شرط میبندم که اگه این خبر منتشر بشه اکثر اون خانواده های بلاتکلیف فوراً به آرمان محلق میشن.»
او میتوانست تصویر بزرگتری را ببیند و آن را در سالهای آینده به نمایش بگذارد، نوآ دارایی ارزشمندی بود که میتوانست افکار عمومی را متقاعد کند تا در کنار او باشند.
«من معتقدم که تو در عوضش چیزی میخوای، بهخصوص که مشخصاً ارزش خودت رو میدونی.»
سخنان دنیل باعث تعجب دو اشرافی دیگر شد اما آنها جرات شکایت نداشتند.
اگر دنیل مخالف نبود، هیچ کاری نمیتوانستند در مورد آن انجام دهند.
نوآ نیت خود را پنهان نکرد و اساساً هر آنچه که در فکرش بود را گفت: «منابع، تکنیک، طلسم و زمان.»
«دور...
کتابهای تصادفی

