تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 247
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۴۷: ملاقات
دو ماه بی سر و صدا در کشور اوترا گذشت.
وقایع در سیاهچال برر در آن دنیا منظره نادری نبود، تهذیبکنندگان اغلب شانس یا مهارتهای خود را در مناطق خطرناک آزمایش میکردند تا اینکه بخواهند منتظر موقعیتهای غیرمنتظره برای باختن جانشان باشند.
همچنین سه تن از اشرافیها شاهد اسلحهی همراهان خود بودند که در میان صدها جسد جانور جادویی گذاشته شده بود، شهادت آنها برای جلوگیری از هرگونه تحقیقی کافی بود.
زندگی مانوئل گوشو و فیبی رامگت در نبرد با موجودی رتبه ۴ از دست رفته بود، خانواده آنها فقط میتوانستند بیپروایی آنها را سرزنش کنند.
با این حال، اطلاعات دیگری نیز به گوش چند خانواده بزرگ و اشرافی رسیده بود.
این خانوادهها از ثروتمندترین خانوادهها در کل کشور و همچنین کسانی بودند که جنبشی به نام آرمان را رهبری میکردند.
به دلیل موقعیت والای آنها بود که میتوانستند با استفاده از ستاره درخشانشان یعنی دنیل به فکر مخالفت با حاکمان ملت و برنامه ریزی یک انقلاب طولانی مدت باشند.
این اطلاعات مربوط به یک ستاره درخشان دیگر بود که احتمالاً حتی درخشانتر از دنیل در آسمان شب میتابید، اما آن ستاره حالا در اختیار خانواده سلطنتی بود.
یک زن تهذیبگر با چهرهای پنهان شده توسط روبند از دنیل پرسید: «ارباب جوان، مطمئنید که این ونس از شما برای بهبود موقعیتش در خانواده سلطنتی استفاده نمیکنه؟»
آنها در نزدیکی وندور، در مسیر کوهستانی بودند. جایی که نبرد بین خانواده مولوس و جنایتکاران اجیر شده توسط سلطنتیها در آنجا رخ داده بود.
دنیل با اطمینان جواب داد: «اون تنهاست، اکتاویا. یک تهذیبگر تنها که مجبور به پذیرش هر نوع پیشنهادی برای به دست آوردن منابعه. سلطنتیها ممکنه به دلیل استعدادش با اون خوب رفتار کنن، اما برای اونا هم یه محدودیتی وجود داره و بدون اینکه مطمئن باشن قراره عضو خانوادهشون بشه نمیتونن پاشون رو از یه خط مشخص فراتر بذارن. در عوض، پدر حاضره بعد از پایان انقلاب، یه ...
کتابهای تصادفی

