تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 251
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۵۱: تحقیق و تجسس
این سه کلمه اشراف را ساکت کرد، تا آن لحظه فقط سیسیل از اوضاع آگاه بود.
حقیقت این بود که پس از فاش شدن عنصر نوآ، آنها به طور فعال محل اختفای او را بدون اینکه بتوانند سرنخی پیدا کنند، بررسی کرده بودند.
نوآ کاملا ناپدید شده بود!
تادئوس در حالی که سرش را پایین انداخته بود اضافه کرد: «به محل سکونتی که اجاره کرده بود برنگشته، محل نشان آکادمی و صنف شکارچیهاش رو هم نمیشه شناسایی کرد. یا در یک حلقه فضاییش هستن یا نابودشون کرده.» او واقعاً برای چنین موقعیتی آماده نبود.
او منابع زیادی به نوآ داده و هویت او را مخفی نگه داشته بود، حالا اما واقعاً نمیتوانست کارهای او را درک کند.
به طور کلی، شرایط او بهترین شرایطی بود که یک تهذیبگر میتوانست امیدوار به داشتنشان در آن سرزمین باشد، واقعاً هیچکس حاضر نبود این مقدار منابع را به یک تهذیبگر تنها ببخشد.
ایان ادامه داد: «هممم، از کجا بفهمیم که راست میگی؟ بیا بگیم که اصلا تو واقعاً از هویت واقعی اون اطلاعی نداشتی، الان که این اطلاعات به طور گستردهای شناخته شده، چطوری میتونیم مطمئن باشیم که بازم اون رو از ما مخفی نمیکنی؟» او این فرصت را به این راحتی از دست نمیداد.
در آن زمان سیسیل پا به میدان گذاشت و گفت: «مدتی پیش خانواده ما در این باره جلسه داشت. در طی اون تصمیم گرفتیم به هر اشرافیزادهای که مایل باشه اجازه بدیم تا در کنار ما به تحقیق در این مورد ملحق بشه...»
اشرافیها از این گفته تعجب کردند. اجازه دادن به خانواده های اشرافی برای پیوستن به تحقیقات رسمی خانواده سلطنتی از بسیاری جهات اهمیت زیادی داشت.
آنها نه تنها میتوانستند بیگناهی خود را در حضور شاهدان ثابت کنند، بلکه میتوانستند نیاز اطلاعرسانی به اشراف را هم برآورده کنند.
ایان، فِرد و مردیث از این خبر چندان خوشحال نبودند، اما توماس به وجد آمد!
او این را گفت و تعظیم کاملی انجام داد: «اگه اینطور باشه، من حاضرم در جستجوی نوهم از سلسله سلطنتی پیروی کنم.»
نمیشد کمکی کرد، توماس تنها رئیس یک خانواده اشرا...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی


