تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 275
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۷۵: شکار
یک سال بیسر و صدا گذشت.
نوآ هیچ دشمنی در آن قسمت از قاره نداشت، بنابراین سفر او بسیار آرام بود. همچنین، بیشتر وقت خود را در انزوا گذرانده و مراکز قدرت خود را تا آنجا که میتوانست بهبود بخشید.
کشورهای منطقه تحت نفوذ امپراتوری که او از آنها عبور کرده بود مانند کشور سوپراد کار میکردند: آنها پر از بردههایی بودند که برای معادن وستوم کار میکردند.
نمی شد کمکی کرد، نوآ همیشه در نزدیکی خط ساحلی غربی مانده و این ماده هم چیزی بود که به مردم امپراتوری اجازه تهذیب میداد، تقاضای آن در بازار را نمیشد تنها با استفاده از یک کشور برآورده کرد.
نوآ تصمیم گرفته بود از اردوگاههای دیگری که در طول راه پیدا میکرد دوری کند، او هر آنچه را که میتوانست از راس آموخته بود، دیدار با سربازان دیگر و خطر کردن در مشکلات فایدهای نداشت.
این نوع سفر به او اجازه داد تا بر تهذیب تمرکز کرده و به دلیل سختکاریش مطمنئناً پیشرفتهایی هم حاصل شد.
اولین مورد مربوط به بدن او بود، دانتیان او برای مدتی طولانی از نفس تغذیه کرده و باعث شده بود که به اوج طبقه پایین رتبه چهارم برسد.
بدن او پس از آن دیگر پیشرفت نکرد، اگر نوآ میخواست به تمرین آن ادامه دهد، به روش تغذیه بدن در رتبه ۵ نیاز داشت.
مورد دوم مربوط به دانتیان او بود.
بیش از سه سال از تهذیبگریش در رتبه ۲ میگذشت و بیش از یک سال از داشتن بدن رتبه ۴.
نوآ با نعمت نفس که تراکم بالای نفس را در هر جایی که تهذیب میکرد و روال سفت و سخت خود حفظ میکرد، به مرحله مایع رتبه دوم دانتیان رسیده بود.
چیزی که او را در آن پیشرفت شگفتزده کرد این بود که او نیازی به استفاده از قرص زمین یا هیچ منبع دیگری برای کمک به این فرآیند نداشت، ذهنش پس از وراثت خط خون بسیار بهبود یافته و انرژی ذهنی او برای فشار آوردن به آن کافی بود.
کتابهای تصادفی
