تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 276
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۷۶: گرگها
جنگل تاریک و پر از درختان بلند بود و رسیدن شب پوششی عالی برای تهذیبگری مانند نوآ فراهم میکرد.
او تصور نمیکرد که موجودات رتبه ۴ در تاریکی مشکلی داشته باشند، اما دوست داشت در شرایطی قرار بگیرد که هر زمان که میخواست بتواند فرار کند، شکار در شب به او این امکان را میداد.
نوآ از این شاخه به آن شاخه میپرید و به دنبال گلهای از گرگها میگشت که نیازهای او را برآورده کند.
او میخواست ضعیفترین گونه از گرگها را انتخاب کرده و قبل از مبارزه با آنها، محیط زندگیشان را بررسی کند. او حاضر نبود که بدون مطالعه محیط سراغ گلهای از جانوران جادویی برود.
« در اون جهت یهسری حرکات وجود داره...»
اکو چیزی را در چند صد متری موقعیت نوآ شنید که باعث شد نوآ مسیر خود را تغییر دهد.
چهل عدد یا بیشتر گرگ تندر در آن منطقه ساکت نشسته بودند، نوآ فقط با نگاهی گذرا به جانوران میتوانست نوع آنها را تشخیص دهد.
اونا واقعا مشکل سازن، حمله مشترک گرگهای تندر قویه و با وجود رهبر، میترسم قبل از اینکه فرصتی برای غلبه بر گله داشته باشم مجبور به فرار بشم...
گرگهای تندر میتوانستند حملات مشترک انجام دهند، جمعیت دسته آنها بخشی از قدرت آنها بود.
بهتره چیزی رو پیدا کنم که راحت تر با اون کنار بیام.
نوآ میتوانست انتخاب کند که به آرامی تمام جانوران مقابلش را بکشد، اما این امر باعث ایجاد غوغا در جنگل میشد، یک مبارزه طولانی فقط جانوران جادویی دیگر را به محل جذب میکرد.
نوآ در قسمت دیگری از جنگل گلهای از گرگهای چهار چشم را پیدا کرد.
«اونا خیلی ضعیفتر از گرگهای تندر هستن، اما نمیدونم حوزه ذهنی من میتونه در برابر این همه حملات ذهنی مقاومت کنه یا نه. من احتمالا باید به دنبال چیز دیگهای باشم.»
ساعتها گذشت، نوآ تمام جنگل را کاوش کرد و بیش از شش گله گرگ پیدا ک...
کتابهای تصادفی
