تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 277
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۷۷: حرکات
گرگ سه سر رتبه ۴ در زمان نشان دادن واکنش کند بود، از دست دادن دو سرش تأثیر زیادی بر تواناییهای ذهنیش داشت.
به همین دلیل، با وجود اینکه میتوانست با حمله نوآ برابری کند، به سمت لبه دایره دود عقب رانده شد.
حملات نوآ هم اما بیامان بود.
بیست شمشیر دودی در اطراف او رقصیده و پیوسته بر بدن گرگ میکوبیدند، تعداد جراحات سطحی روی هم انباشته میشد و ذرهذره جانور را بدون اینکه خودش بفهممد تضعیف میکرد.
اما بعد، گرگ اشتباه کرد. گرگ سعی داشت تا وزنش را روی پاهای جلوییاش گذاشته و با یک پرش نوآ را بهشدت مجروح کند، اما بهدلیل کوچک بودن زخمها متوجه نشده بود که حتی تا همان لحظه هم بهقدرتی آسیب دیده که پاهای جلوییش دیگر توان مقاومتی بالا در برابر این فشار را ندارند.
به همین شکل گرگ مقداری روی پاهایش از درد خم شد، مشخصاً فهمیده بود که قادر به تحمل وزن بدنش نیست و روزنهای بزرگ در دفاعش بهوجود آمد.
نوآ این فرصت را از دست نداد، شمشیرهای دودیش اطراف ناپدید و در شش بازوی او در حالی که به سمت سر باقی مانده حرکت میکرد، جمع شدند.
شش شمشیر یکی شده و به سرعت آخرین سر موجود در رتبه ۴ را سوراخ کردند.
گرگهای سه سر با کرمهایحفار متفاوت بودند. با اینکه بدنشان قویتر بود اما نقطه ضعف آشکاری هم داشتند، سرشان.
نوآ با غافلگیری ایجاد شده به کمک طلسم انتقال سریع موفق شده بود دو تای آنها را نابود کند و آخرین ضربه را هم با فشار آوردن و استفاده از مهارتش بهشکلی صحیح وارد کرد، نبرد او دقیق و بدون اشتباه بود.
گرگ بیجان روی زمین افتاد و نوآ لبخندی بر لب داشت، بالاخره او اولین موجود رتبه ۴ خود را به تنهایی کشته بود!
«من انرژی ذهنی زیادی تخلیه کردم، باید عقب نشینی کنم.»
نوآ با عجله جسد رهبر را در حلقه فضایی خود برد و پس از پراکنده شدن شکل شیطانی خود، ناپدید شد.
آن سبک مبارزه بار سنگینی را به ذهن او تحمیل میکرد، ورود و پراکنده کردن فرم شیطانی انرژی بسیار بیشتری نسبت به جنگیدن در آن ...
کتابهای تصادفی



