تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 281
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۸۱: مهربانی
طلسم عنصر تاریکی بسیار نادر و کپی کردن آنها سخت بود. نوآ نمیتوانست شانس به دست آوردن یکی از آنها را که میشد تا رتبه چهارم مورد استفاده قرار گیرد را رد کند، آن پیشنهاد
واقعا بسیار جذاب بود!
به هر حال، طلسمهایی که او در آن زمان میتوانست استفاده کند، فرم شیطانی و انتقال سریع بودند، همه طلسمهای دیگر او برای سبک مبارزات او خیلی ضعیف یا نامناسب محسوب میشدند.
به زبان ساده، او نیاز به حملات متنوع تری داشت.
«هوم، تو قبل از درخواست چنین چیزی باید یکم روی نشون دادن شایستگی خودت کار کنی.»
دختر نسبت به خواسته نوآ خرخر کرد، او نمیتوانست یک طلسم گرانبها را به کسی بدهد که نمیتوانست به او اعتماد کند.
با این حال، نوآ در پاسخ به این سرزنش لبخندی بیشرمانه زد.
«شما سد دفاعی سراسر کشور کنترل میکنید، درسته؟ که این یعنی من نمیتونم بدون تایید شما اینجا رو ترک کنم. فقط طلسم رو به من بدید و بعد از اینکه به اندازه کافی از شایسته بودنم راضی شدین میتونید آزادم کنید.»
دختر با شنیدن حرفهایش حالت متفکرانهای به خود گرفت.
حرفهای نوآ منطقی بود، اگر فرصتش را داشت فوراً از اینجا فرار میکرد و در همین لحظههم تنها چیزی که او را مجبور به ماندن کرده بود، سد دفاعی اطراف کشورش بود
با این حال، او در آن لحظه فقط یک زندانی بود، برای تبدیل به یک سرباز شدن به انگیزههای واقعی نیاز داشت.
«نمی دونم واقعاً برای ما میجنگی یا نه، من به تو اعتماد ندارم.»
اینها کلماتی بود که بعد از فکر کردن به اوضاع از دهانش بیرون آمد.
نوآ شانه هایش را بالا انداخت و دستانش را در یک حرکت بیتوجه باز کرد.
«این مشکل شماست، اگه میخواید از من استفاده کنید باید بهای مناسبش رو بپردازید. همچنین داشتن یک طلسم دیگه، قدرت من رو افزایش میده و این یعنی کاربرد بیشتری میتونم توی مبارزات براتون داشته باشم.»
او چیزی برای از دست دادن نداشت.
او قبلاً آن س...
کتابهای تصادفی


