تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 289
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۸۹: گسترش
نفسنفس زدن، چهرههایی حیرتزده، فریادهایی از سر تعجب، این واکنشهای سربازان امپراتوری پس از مشاهده حرکت نوآ بود.
آنها دیده اند که چگونه یک تهذیبگر در مرحله مایع، با موفقیت وارد خطوط دشمن شد و دهها تهذیبگر آبی را قبل از سر بریدن تهذیبگر قرمز پوش که برای متوقف کردن او آمده بود را کشت.
شکست دادن یک تهذیبگر در یک مرحله بالاتر اما در همان رتبه شاهکاری غیرممکن نبود، بسیاری از نوابغ در گذشته موفق به چنین عملی شده بودند.
با این حال، اقدامات نوآ روان و سریع بود، تهذیبگر سرخ حتی قبل از کشته شدن قادر به انجام کوچکترین حرکت یا حملهای نبود.
آنها هیچ شکی نداشتند که نوآ در مرحله مایع است، آنها بلاخره از شرایط توافق بین کشور اودریا و امپراتوری میدانستند.
اما از طرفی هم این موضوع بدان معنی بود که مقدار نفس این فرد محدود است و آنها مطمئناً میتوانستند او را با تعداد زیاد خود غرق کنند.
با این حال، اقدامات نوآ یک چیز را روشن کرد: سقوط او بهای سنگینی را به همراه دارد!
به همین دلیل هیچ کس نمیخواست اولین حرکت را انجام دهد.
سربازان امپراتوری در حال جمع آوری جسد تهذیبگر سرخ بود به نوآ خیره شده و او را محاصره کردند.
آنها منتظر لحظهای بودند که او حمله خود را از سر بگیرد، تمرکز آنها به اوج رسید در حالی که به چهره نقابدار او خیره شده بودند.
با این وجود، نوآ به آنها حمله وارد نکرد.
در عوض، او شروع به دویدن در جهت ارتش اودریا کرد.
شمشیرهای شیطانی او از غلاف بیرون آمده و اولین شکل آشورا در راه بازگشت اجرا شد.
«میخواد فرار کنه؟»
این اولین فکر سربازان اطراف او بود، آنها حالا میتوانستند کمی پس از دیدن روند وقایع فعلی نفس راحتی بکشند.
«چیکار میکنید؟ تعقیبش کنین!»
صدای بلندی درست پشت سرشان ...
کتابهای تصادفی

