تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 293
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۹۳: مقبره
«پس متوجه شدن.» نوآ در حالی که نگاهش تیزتر شد.
روش جعل عنصری به عنوان یک روش حکاکی شدهای کاملاً غیر معمول بود، بالاخره یک مکتب رو به مرگ در نظر گرفته میشد.
با این حال، لیزا موفق شد آن را تشخیص دهد، نوآ نمیتوانست تصور نکند که به عملکرد او در طول جنگ توجه بالایی کرده است.
«من استاد نیستم، فقط چندتا ترفند بلدم.»
نوآ با کلمات مبهمی پاسخ داد. البته دقیقاً دروغ هم نمیگفت. توانایی او در ساخت اسلحههای حکاکی شدهای که ناشی از آزمایش مداوم او بود، از دانش کامل استادان قبلی آن روش استفاده کرده و تلاشهای فراوان برای موفقیت در خلق دومین محصول پایدار خود، او را تا حد زیادی از لقب «استاد» دور میکرد.
همچنین، دلیل واقعی اینکه او توانسته بود چیزی پایدار را در مدت زمان کمی جعل کند این بود که حوزه ذهنی او پس از جذب ارثیه خط خونی بسیار بهبود یافته بود، او میتوانست فرآیند جعل را با دقت بسیار بیشتری کنترل کند.
سطح دریای هوشیاری یک تهذیبکننده، بزرگترین محدودیت برای یک پیروی مکتب جعل عنصری بود، اما در مورد نوآ، در واقع مثل یک مزیت عمل میکرد.
حوزه ذهنی او قویتر از دانتیانش بود که همین به او اجازه میداد آزادانه نفس را جذب کرده و این روند جذب را بسیار کوتاه میکرد.
او همچنین میتوانست زمان آسانتری برای دستکاری مواد داشته باشد، زیرا انرژیهای درگیر همیشه در سطح پایینتری نسبت به ذهن او هستند.
او مدتها پیش متوجه شده بود که ضعف روش حکاکی او کاهش یافته است.
«اسلحههایی که میتونن طلسمهای رتبه دوم نابود کنن، ترفندهایی که بهشون اشاره کردی ظاهراً خیلی جالبن. میتونی اونا رو به تولید انبوه برسونی؟»
«نه.»
نوآ بلافاصله به سوال لیزا پاسخ داد.
نه تنها فرآیند جعل سخت و طولانی بود، بلکه مواد مورد نیاز برای ساخت شمشیرهای شیطانی نیز بسیار نادر بود. همچنین، او تنها کسی بود که میتوانست از آنها استفاده کند، زیرا دود سیاه داخل آنها بود.
«...
کتابهای تصادفی


