تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 294
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۹۴: تاج
موجی از نفس متراکم از ته گذرگاه بیرون آمد و نوآ و دو تهذیبگر دیگر را فرا گرفت.
«مقبره؟ یعنی یهجور اتاق حکاکی شدهست؟»
نوآ در سکونتگاههایی با تراکم نفس زندگی میکرد، پایتخت کشور اوترا مملو از چنین ساختمانهایی بود.
با این حال، آنها همیشه برای تهذیب گران در ردیف انسانی تنظیم شده بودند، با ارزشترین آنها در مرکز شهر، نزدیک عمارت سلطنتی بود.
بهطور کلی، تراکم بالاتر نفس سرعت تهذیب را افزایش میداد اما فقط در مقادیر خاصی.
هر رتبه از دانتیان خلوص متفاوتی از نفس داشت و تهذیبگران رتبه اول نمیتوانستند نفس را در اتاقهایی که برای تهذیب گران رتبه ۳ ساخته شده بود جذب کنند، دانتیان آنها واقعا نمیتوانست چنین سرعت تمرینی را تحمل کند.
به همین دلیل هم همیشه بهتر بود یک تمرین آهسته اما مداوم به جای تمرین سریع و فوری داشته باشند، فشار بیش از حد به آن اندام فقط باعث آسیب میشد.
با این حال، نفس در این گذرگاه به سختی برای تهذیبگران در رتبه دوم کافی بود، نوآ نمیدانست که چگونه یک وجود قدرتمند رتبه ۶ میتوانست فقط به این راضی باشد.
لیزا سردرگمی او را فهمید و به توضیحاتش ادامه داد.
«سد دفاعی حاضر در سراسر کشور از نفس درون اون نیرو میگیره، جد ما از تمام ذات خودش به عنوان هسته اصلی اون استفاده کرد تا از محدودیتهای درجات قهرمانی فراتر بره. سد دفاعی بینظیرِ اون، گواه این قضیهست. اون شایسته رسیدن به درجات الهی بود، صرفاً به زمان بیشتری نیاز داشت...»
سپس به حکاکیهای مختلف روی دیوارها اشاره کرد.
«با این حال، از این ساختار برای ایجاد اتاق تمرین استفاده شده. اون نفس رو از زیر زمین جمع میکنه و در ادامه به دریا متصل میشه که در اونجا هم تراکم نفس بهطور کلی بیشتره. جد ما با این ساختار نه تنها از ایجاد مناطق خطرناک جلوگیری کرد. بلکه محیطی رو بهوجود آ...
کتابهای تصادفی



