تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 296
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۹۶: تنوع
«ما تعداد زیادی از اونا رو در موجودی خودمون داریم. اهنگرای ما معمولاً از اونا برای ساخت اسلحه استفاده میکنن، اما از اونجایی که تعداد سربازای ما همچنان رو به کاهشه، ما بیش از نیاز خودمون از لاشهی اون موجودات رو داریم.»
«موجودات جادویی رتبهچهارم بینشون هست؟»
درخواست نوآ لیزا را شگفت زده کرد اما او همچنان سری به نشان موافقت تکان داد.
«فرآوری لاشه رتبه ۴ سخت و استفاده از اونا برای ساختن اسلحههای ساده واقعا احمقانه بود، اساساً اونا از زمان مرگ جدمون دست نخورده باقی موندن.»
«خوب، من باید اونا رو بررسی کنم. روش من به مواد گرون قیمت نیاز داره، من به ساختار خاصی از اعضای بدن نیاز دارم تا چیزی موثر ایجاد کنم.»
مواد رتبه ۳ خیلی ضعیف بودند، آنها به سختی میتوانستند نفس و انرژی ذهنی نوآ را تحمل کنند.
همچنین، استفاده از جانوران رتبه ۴ تقریباً قدرت آیتم حکاکی شده را تضمین میکرد، تنها با استفاده از یکی از آن آیتم نهایی در رتبه دوم قرار میگرفت.
لیزا با لحنی نگران گفت: «فردا تو رو به انبار موجودی میبریم، حالا استراحت کن، معتقدم هنوز از جنگ خسته ای...»
جنگ تنها چند ساعت پیش به پایان رسیده بود، نوآ هنوز وزن آن را در سراسر بدن خود احساس میکرد.
با این حال سرش را با این حرفها تکان داد.
«من شب تهذیب میکنم.»
پس از گفتن این حرف از مسیر آن دو خارج و به سمت لایه دوم مقبره رفت.
او آرام در اتاق روشن قدم میزد، فشاری که از ساختار ساطع میشد هنوز برای متوقف کردن پیشروی او کافی نبود.
با حرکت نوآ به انتهای اتاقک زیرزمینی، فشار افزایش پیدا کرد، نوآ حدس زد که جد وقتی آن زمین تمرین را ایجاد میکرده، این حرکت را هم از قصد انجام داده.
«پایان لایه دوم باید برای کسایی باشه که به رتبه سوم دانتیان نزدیک میشن، با این حال، حوزه ذهنی من باید بتونه فشار رو تحمل کنه...»
چگالی نفس با حرکت رو به جلو کمی افزایش یافت، نوآ با رسیدن به انتهای اتاق، غلظت آن را قابل قبول یافت.
«فشا...
کتابهای تصادفی


