تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 307
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۳۰۷: ناتوانی
روزهای نوآ کمی متفاوت شد.
او همچنان صبحها جعل میکرد، بعد از ظهر رون کسیر را حفظ میکرد، و در طول شب تهذیب میکرد، اما وقتی به اتاقش برمیگشت، نینا او را دنبال میکرد و تا صبح با او میماند.
آن کاملا غیر عادی بود، آنها فقط استرس یکدیگر را از بین میبردند.
با این حال، نوآ از بودن با او لذت میبرد.
همیشه در لبه بودن در نهایت منجر به یک نقطه شکست میشود، نوآ تا زمانی که در نهایت این کار را انجام نداد نمیدانست چقدر به آرامش نیاز دارد.
بعد از اینکه شروع به استراحتهای ذهنی کرد باعث شد از شبهایی که با نینا گذرانده بود لذت بیشتری ببرد و ذهنش روشنتر شد.
از طرف دیگر نینا فقط میخواست با او وقت بگذراند.
نوآ خیلی زود متوجه شد که سربازان کشور اودریا اغلب در چنین روابطی شرکت میکنند، نبردهای ماهانه یک تلاش دائمی برای زندگی آنها بود، بنابراین آنها فقط میخواستند بهترین استفاده را از زمان بین آنها ببرند.
نینا در حالی که نوآ را در حال جعل ناپایداریها تماشا میکرد پرسید.
«سریعتر شدی؟»
نینا گاهی اوقات در اتاق میماند و با تعجب به او خیره میشد زیرا او از بدن جانوران جادویی اسلحه میساخت.
حکاکیها عملی بود که فقط تخصص چند تهذیبکننده بود، اکثر آنها حتی نمیدانستند که مدارس مختلفی در آن زمینه وجود دارد.
«آره، من در حال حاضر میتونم هر روز چهار تا از اونا رو درست کنم.»
توانایی نوآ با ادامه جعل افزایش یافت، او به شکل ناپایداریها عادت کرده بود و زمان لازم برای ایجاد آنها را کاهش داد.
«چند تا رو به ارتش تحویل میدی؟ انبار مخفی تو باید به بیست بمب رسیده باشه...»
نینا متوجه شده بود که نوآ برخی از ساختههای خود را برای خودش نگه داشته است، اما زیاد اهمیتی نمیداد، اگر لئو با این رفتار موافق بود، نینا حق دخالت نداشت.
کتابهای تصادفی