تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 328
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۳۲۸: با زردها بمان
«این گرون بهنظر میرسه.»
نوآ به سخنان زن سری تکان داد و نگاهش را به سمت ساختار برگرداند.
انتقال از راه دور ارزان نبود، طلسم انتقال سریع، بخش زیادی از «نفس» او را مصرف کرد، بنابراین نوآ حدس زد که مبلغ قابل قبولی برای استفاده از آن سرویس مورد نیاز است.
«هزینه پیمودن مسیری که پیشنهاد کردید چقدره؟»
نوآ کمبود پول نداشت، به خاطر موقعیتش میشود او را، ثروتمند دانست.
«پونصد اعتبار برای رسیدن به جزیره صد و هفتاد، و هفتصد اعتبار از اونجا برای رسیدن به جزیره صد و سی و دو. اونا بر اساس فاصله بین ایستگاههای تله پورت و اهمیت مقصد قیمتگذاری شدن...»
«اونقدرام که فکر میکردم بد نیست، حدس میزنم اونا هنوز هم میخوان به مردم جزایر فقیرتر فرصت بدن.»
قیمت تعیین شده برای ایستگاهها مانعی آشکار برای شهروندان مجمع الجزایر بود.
فقیرترینها تصمیم میگیرند در جزایر حاشیهای بمانند و به جای رفتن به بخشهای داخلی در آنجا به کار ادامه دهند و به دنبال شغل بهتری باشند.
نوآ میتوانست حدس بزند که بین جزایر ثروتمندتر و سطح ساکنانشان ارتباطی وجود دارد.
«کنجکاوم که با این سیستم چقدر سود میبرن، سازمانهای پشت این سیستم باید آدمای کثیفی باشن.»
داشتن انحصارِ خدمات اولیه همیشه سودآور بود، نوآ حالا داشت دلیل پشتِ لباس زردِ زرق و برق دار زن را درک میکرد.
«از همون مسیری میرم که شما پیشنهاد کردید.»
نوآ پانصد اعتبار را به او سپرد و بر روی ساختار قدم گذاشت و با آرامش منتظر بود تا تلپورت انجام شود.
زن سیصد اعتبار را در حلقه فضایی خود گذاشت و دویست اعتبار باقیمانده را در لبهی ساختار قرار داد.
نمادها و خطوط روی زمین به محض اینکه کریستالها لبههایش را لمس کردند روشن شدند و شروع به پوشاندن نوآ در نور سفید ملایمی کردند.
«صد و هفتاد.»
زن رو به ساختار حرفی زد و وقتی که مقصد ت...
کتابهای تصادفی


