تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 329
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۳۲۹: دنیای زیر زمینی
فروشگاه از بیرون کاملاً همهچیز تمام بهنظر میرسید و نوآ به محض ورود به آن توانست آن احساس را، تأیید کند.
«خوش اومدید.»
زنی میانسال با صدای باز شدن در اصلی سرش را بلند کرد اما با دیدن چهره نوآ به سرعت علاقهاش را از دست داد.
نمیتوانست کاری کرد، نوآ تازه از یک سفر طولانی رها شده بود و فقط در کشتی کودی استراحت کرده بود، همه جای بدنش خاکی بود و به دلیل عرقی که در طول سفر کرده بود، بو میداد.
به زبان ساده، او شبیه کسی نبود که بتواند وسایل موجود در فروشگاه را بخرد.
«احتمالا فکر میکنه من یک مشتری فقیر ام که فقط از روی کنجکاوی وارد اینجا شده. حق هم داره.»
نوآ معنای رفتار او را فهمید و با قضاوت او موافق بود، او واقعاً به یک حمام نیاز داشت.
با این حال، این او را متوقف نکرد، او به قفسههای زیادی نگاه کرد تا ببیند آیا میتواند آنچه را که نیاز دارد پیدا کند یا نه.
فروشگاه فقط یک ساختار یک طبقه بود، وسایلهایی که میفروخت همگی به نمایش گذاشته شده بودند و قیمت آنها در کنار توضیحات آنها نوشته شده بود.
«اوه؟ حتی اطلاعات هم میفروشن.»
نوآ با تعجب دید که برخی از قفسهها خالی هستند، اما همچنان قیمتی برای آنان وجود دارد.
برچسبهای آنها نشاندهنده موضوع یا سازمان خاصی از مجمعالجزایر بود و حتی بخشی برای جزئیات اطلاعات آنها وجود داشت.
البته با توجه به تعداد جزئیات درخواستی، قیمت نیز افزایش مییافت.
«شرط میبندم که خیلی چیزا هستن که مخفیانه در جریانن، هیچ کس نمیتونه همه این اطلاعات رو بدون داشتن ارتباط با دنیای زیرزمینی جمع کنه.»
نوآ در حالی که به بررسی وسایل ادامه میداد در ذهن خود این نتیجه گیری را کرد.
از همه مدل نقشهها و اطلاعاتی وجود داشت، اما او هنوز راضی نبود، همه چیز خیلی سربسته بهنظر میرسید و چیزی وجود نداشت ...
کتابهای تصادفی

