تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 330
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۳۳۰: حزب رودخانهی جاری
نوآ به ایستگاهی رفت که به یکی از جزایر مسکونی متعلق به کشور پاپرال منتهی میشد.
نقشه خریداری شده در فروشگاه بسیار دقیق بود، نوآ فقط باید فکر میکرد و در بین جزایر موجود در ذهنش، جزیرهای که او به آن نیاز داشت، خود را نشان میدادند.
در عرض چند ثانیه او جزیرهای را انتخاب کرد و مسیری را تعیین کرد، قیمتهای انتقال از راه دور که مطابق با آنچه در نقشه نشان داده شده بود بودند، نوآ را از خریدش راضیتر کردند.
دلیل اینکه چرا او منطقه بازار را بدون بررسی فروشگاههای دیگر ترک کرد، این بود که رفتار آن زن باعث شد او نسبت به مجمع الجزایر احتیاط بیشتری به خرج دهد.
«نمیدونم که کندو چقدر از مجمعالجزایر رو کنترل میکنه، اما بهنظر نمیرسه که نمایندههای قاره در سرکوب اون پیشرفت زیادی کرده باشن... اگه به قدرتم اطمینان نداشته باشم، نمیتونم آزادانه حرکت کنم.»
سرگردان بودن در مناطق ناشناخته کاری بود که نوآ قبلاً بارها انجام داده بود.
با این حال، او هرگز به جایی نرفته بود که اوضاع سیاسی آنقدر مبهم باشد.
«چرا هیچ سربازی تو جزایر گشت زنی نمیکنه؟ نقش واقعی نمایندههای قاره چیه؟ نقش کندو چیه؟ چقد به سازمانها کنترل داره؟»
شک و تردید ذهن نوآ را پر کرده بود، سؤالات زیادی وجود داشت که او جوابی برای آنها نداشت.
«از اونجایی که نمیتونم جوابی پیدا کنم، قبل از زدن یه حرکت، فقط روی افزایش قدرتم تمرکز میکنم.»
این راه حل نوآ بود.
دانتیان او دیگر به مرحلهی جامد نزدیک شده بود، چیزی تا رسیدن به موفقیت نمانده بود.
قرار گرفتن در مرحله جامد، نوآ را در راس رتبه دوم قرار میداد و به خاطر رتبه ۳ دریای آگاهی اش، عملاً در مقابل سایر تهذیب گران رتبه ۲ شکست ناپذ...
کتابهای تصادفی



