فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 332

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت ۳۳۲: زره سرخ و قلب سیاه

نوا قبل از اینکه وضعیت بقیه شرکت کنندگان را بررسی کند مدتی به گیاه خود خیره شده بود.

چشمان آنها همچنان بسته بود، گیاهان‌شان هنوز به اشکال مختلف رشد می‌کرد و هیچ شباهتی بین بیست‌تای آن‌ها وجود نداشت.

«مال من زودی رشد کرد، چون امواج روحی من قوی‌تر از بقیه‌س، موندم راجبم چطور می‌خوان تصمیم بگیرن (قضاوت کنن)...»

نوا متوجه شده بود که ویژگی‌های گیاه او خارج از درک اوست، نمی‌دانست که آیا در آزمایش موفق شده است یا خیر.

دقایقی بیشتر گذشت و گیاهان سایر شرکت کنندگان آرام آرام رشد خود را تکمیل کردند و از چهره خود جدا شدند، جوانان قیافه‌های خسته‌ای داشتند، تحمل این روند با ذهن ضعیف‌شان آسان نبود.

سه تهذیب‌گر فرقه رودخانه روان به محض اینکه آخرین دانه روی حصیر افتاد شروع به بازرسی گیاهان ‌کردند، سرشان رابه نشانه تایید یا رد شدن تکان می‌دادند در حالی که برای هر شرکت کننده توضیح مختصری می‌دادند.

«شاخه‌ها خیلی نرم‌ان، تو مصمم نیستی...»

«این جوانه به‌طور کامل شکوفا نشده، تو هنوز خیلی نابالغ هستی...»

«گیاه تو فاقد درخششه، تو خیلی معمولی ​​هستی...»

«راست و محکم، تو قبولی!...»

اکثر نظرات سه نفر منفی بود، بدیهی بود که تنها تعداد کمی از شرکت کنندگان به مرحله دوم راه می‌یابند.

نوبت نوا رسید.

پیرمرد تهذیب‌گر ناظر گیاه او بود و هنگامی نگاهش به گیاه نوا افتاد، ناگهان قدم زدن خود را متوقف کرد.

«یه زره خونین و یه قلب سیاه...»

او این کلمات را پس از چند دور بررسی زمزه کرد، آن کلمات با ملایمت گفته می‌شدند، فقط نوا به خاطر ذهن قدرتمندش قادر به شنیدن کلمات بود.

سپس تهذیب‌گر سرش را بلند کرد تا به نوا نگاه کند، انرژی روحی او سعی کرد سطح تهذیب او را بررسی کند، اما ن...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی