تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 336
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۳۳۶: پیمان
«همیشه اینطوری شاگرد میگیری؟»
با اینکه میتوانست حسن نیت حرفهای روی را حس کند ولی هنوز هم شک و تردیدهای زیادی داشت.
«قبلاً هم اینطوری شده، وقتی یکی بهنظرم جالب میاد نمیتونم جلو خودمو بگیرم.»
روی همینطور که به نوآ پاسخ میداد به لبخند زدن ادامه داد.
«خیلی سوال دارم، نمیتونم همین حالا بهت جواب بدم...»
نوآ نگران بود ولی روی، مطمئن بهنظر میرسید، او فقط سر تکانداد و دوباره شروع به صحبت کرد.
«فرقه شیطانی تعقیب یکی از فرقههای نامتعارف (غیرارتدکس) کشور پاپرال بود، چند صد سال پیش به فرمان شورا اخراج و مجبور شدیم بیاریم اینجا. اوه، محض اطلاعت ما یکی از شاخههای هایویم، سازمان زیرزمینی پیشرو مجمع الجزایر.»
نوآ که این حرف را شنید چشمانش گرد شدند.
« شوخی نمیکنه؟ یعنی به همین راحتی همچین اطلاعات محرمانهای رو بهم گفت؟»
به گفته کودی، کلمه هایو یک تابو بود و هر چیز مربوط به آن قدرت کامل نمایندگان این قاره را آزاد میکرد.
با این حال، نوآ در آن میخانه فقیرانه با چنین سازمانی ارتباط برقرار کرده بود.
«یعنی اینقدر مطمئنه که بهشون ملحق میشم؟ شایدم خیلی به خودش مطمئنه که اگه بخوام فرار کنم میتونه منو بگیره.»
چیزی به جز این به فکر نوآ نمیرسید.
به چشم روی او فقط یک تهذیبگر با استعداد با شخصیتی خاص بود و هویتش به عنوان نوآ بالوان و شیطان نقابدار توسط کشور اودریا پنهان نگه داشته شده بود.
«اونا قدرت واقعی منو نمیدونن و همین بهم شانس فرار میده. فکر نکنم شانس بهتری پیدا کنم.»
نوآ که حالا میدانست میتواند فرار کند، شروع به سبک سنگین کردن مقام شاگرد افتخاری کرد.
« چی بهم میرسه اگه بیام ...
کتابهای تصادفی


