تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 340
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۳۴۰: اولین ماموریت
«پس میخواین یه روزی به کشور پاپرال برگردین.»
وقتی داستان روی تمام شد نوآ صحبت کرد.
روی سرش را به مخالفت تکان داد و لبخند تلخی روی صورتش ظاهر شد.
روی جواب داد «ما هنوز شیطان خودمون رو داریم ولی تنهاییم و از خونه دور. رویاها بیشتر وقتا قشنگن ولی دست نیافتنی. قبل اینکه به فکر شکست شورا باشیم اول باید مجمع الجزایر رو فتح کنیم.»
حتی اگر روی معمولاً از روی غریزه و به ظاهر بدون فکر عمل میکرد، باز هم تفاوت قدرت بین یک فرقه تنها و کل یک کشور بزرگ را به خوبی میدانست.
آن دو برای چند دقیقه در سکوت به راه رفتن ادامه دادند. نوآ هیچ سوال دیگری نداشت، فقط مشتاق بود ببیند کجا میروند.
سپس به ساختمانی رسیدند که به نظر میرسید در داخل دیوارهای ارغوانی اسکلت بیرونی فرو رفته بود، چهار طبقه بلندی داشت و ورودی آن از یک گذرگاه ساده اما بزرگ ساخته شده بود.
«ما هم شبیه بقیه سازمانها کار میکنیم، تو مأموریتهایی رو انجام میدی تا امتیاز شایستگی کسب کنی که بتونی با منابع و چیز میزای دیگه معاملهشون کنی. به عنوان یه شاگرد افتخاری، اولین ماموریتت میتونه هرچیزی که تو رتبههای انسانی بخوای رو برات فراهم کنه. الان چی میخوای؟»
نوآ بیمعطلی جواب داد «تکنیک رتبه سه عنصر تاریکی.»
او دقیقاً میدانست به چه چیزی بیشتر نیاز دارد.
بدنش در اوج رده پایین رتبه چهارم بود و فقط یک روش تغذیه بدن رتبه پنج میتوانست سطح آن را افزایش دهد.
ذهنش در رتبه سوم قرار داشت و رون چهارم کسیر را نداشت، اما نفس جامد درون دریای آگاهی او دائماً حوزه او را افزایش میداد، پس رون اولویت او نبود.
در عوض، دانتیان او به تازگی وارد مرحله جامد رتبه دوم شده بود. تکنیک تهذیبش هم رتبه دو بود و به این معنی ...
کتابهای تصادفی


