تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 366
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 366: ناامیدی
«این باید کافی باشه.»
نوآ میتوانست احساس کند که سربازان دیگر هنوز در کشتی زنده هستند، اما به نظر میرسید که هیچ یک از آنها حاضر به نشان دادن چهره خود نیستند.
«آخرین حمله من باید اونا رو ترسونده باشه، وقت رفتنه.»
حدود یک دقیقه از رفتن آخرین عضو تیم حمله او میگذشت، دلیلی برای انتظار بیشتر وجود نداشت.
نوآ برگشت و در جهت یکی از نقاط فرار شروع به دویدن کرد.
«اسکله مورد حمله قرار گرفته!»
«این هایوه!»
«در ساحل به هم ملحق شید!»
فریادهای نیروهای کمکی سازمانهای قانونی در منطقه به گوش میرسید، آنها عزم نوآ را برای رفتن هرچه زودتر بیشتر کردند.
امواج شوک زیر پای او ایجاد شد، او بارها از دوی سایه استفاده کرد تا به نقطه فرار دورتر مشخص شده در نقشه کلایو برسد.
سربازان توانستند مسیرهای نوآ را به دلیل سر و صدایی که او با فعال شدن هنر رزمی خود ایجاد کرده بود دنبال کنند، اما او سریع بود و در لحظه مناسب شروع به فرار کرده بود، قبل از اینکه بتوانند موقعیت دقیق او را مشخص کنند، به ایستگاه رسید.
ایستگاه تله پورت در کوچهای تاریک در پشت یک ساختمان به ظاهر مجلل قرار داشت، نوآ در گذاشتن چند صد اعتبار روی زمین برای فعال کردن آن تردیدی نداشت.
پس از چند ثانیه، او به منطقه زیرزمینی آشنایی بازگشت.
"تمام شد، خیلی خوب پیش رفت."
نوآ با دیدن دیوارهای ارغوانی نفس راحتی کشید، حالا که به فرقه برگشته بود میتوانست آرام بگیرد.
کلاهش را پایین انداخت و جهتی را انتخاب کرد، محل ملاقات در محل تمرین بود که شاگردان مشکلدار جناحش مجبور به ماندن شدند.
طولی نکشید که او به آن منطقه رسید، بیشتر شاگردان در گوشههایی نزدیک دیوار خوابیده بودند، اما گروه کوچکی در دوردست دیده میشدند که در حالی که روی زمین نشسته بودند دایرهای تشکیل میدادند.
نوآ اعضای تیمش را شناخت و به آنها نزدیک شد، یک نقطه خالی در کنار کلایو...
کتابهای تصادفی

