تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 391
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
همراه خونی جدید نوآ یک جانور درجه ۴ در اوج ردیف پایین بود، او کاملاً قادر بود به تنهایی با بدن خود به تهذیب گران رتبه ۳ آسیب برساند.
همچنین یکی از قویترین ویژگیهای طلسم حکاکی بدن سرعت رها شدن خون همراه توسط بدن تهذیب گر بود، اگر حریف از این توانایی آگاه نبود، واقعاً غافلگیر میشد.
گرگ دید که سر عظیم خزنده سعی میکند بدنش را له کند، نفس گازی داخل دانتیان او و مایع داخل بدنش سرعت بالایی داشت و او سعی میکرد جلوی نیشهای اژدها را بگیرد...
سپس انرژی ذهنی او صرف شد و میمون عظیمی از شعلههای آتش پشت سرش ظاهر شد.
میمون آتشین یک جفت چکش در دست داشت که در ضربه زدن با آنها به سر اژدها تردیدی نداشت.
صدای ضربه شدیدی در منطقه طنین انداز شد، چکشها بر روی سر همراه کوبیده شدند و در این روند چند فلس شکست...
با این حال، در کمال تعجب گرگ، هنوز بیش از نیمی از سر اژدها سالم بود و بدتر از آن، قسمتهای از بین رفته در حین حملات در حال ترمیم بودند!
گرگ در مرحله گازی یک تهذیب گر توانا درجه ۳ بود، او در زندگی خود با جانوران رتبه ۴ زیادی مبارزه کرده بود و از آزمایشات در بعد جداگانه جان سالم به در برده بود، او دقیقاً قدرت پشت جادوهای خود را میدانست.
با این حال، طلسمی که باید سر هر هیولای درجه ۴ را از بین میبرد و حتی یک تکه بزرگ از گردنش را با خود میبرد، نتوانست کار زیادی در برابر آن اژدهای سیاه انجام دهد!
اژدهایان ابیسال در دفاع متخصص بودند، اما به نظر میرسید که این مقیاسها از رتبه واقعی جانور پیشی گرفته بودند و قدرت آن را مستقیماً در رده میانی رتبه چهارم قرار داده بودند!
نگاه متعجب گرگ به چهره سرپوش روبرویش رفت، اما به زودی متوجه شد که ناپدید شده است، فقط چند زبانه از شعلههای سیاه هنوز در مقابل سپر مستقر شده توسط هم تیمی او باقی مانده بود.
به نظر میرسید که آن زن به او خیره شده بود، با این حال، او به چهرهاش نگاه نمیکرد، بلکه به جایی پشت سر او نگاه م...
کتابهای تصادفی

