تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 412
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
«ممکنه بخوای قبل از بیان شرایط خودت، به تحولات اخیر مجمعالجزایر گوش بدی...»
روی قبل از اینکه نوآ چیزی بگوید صحبت کرد، نوآ به دو بزرگ اشاره کرد که وارد غار او شوند.
چند ثانیه بعد، سه نفر در مرکز غار روی زمین نشسته بودند، در ورودی بسته بود و هر سر و صدا و نگاه کنجکاو تماشاچیان را از بین می برد.
«چه تحولاتی؟»
نوآ مستقیماً سر اصل مطلب رفت، او فقط جادوهایی را آموخته بود که میدانست میتواند مفید باشد، اما کارهای بیشتری برای انجام دادن وجود داشت.
او میخواست نمودارهای زیادی را که در اختیار داشت مطالعه کند، میخواست اثراتی را که میخواست بازتولید کند، جدا کند، میخواست تکنیک قضاوت آسمانی را آزمایش کند، و میخواست هر چیزی را که مفید میدانست از انبار موجودی این فرقه بگیرد.
هر یک از آن کارها او را برای مدت طولانی مشغول میکرد، او فقط میخواست قبل از جذب آرام ارثیه، همه مسائل فوری را حل کند.
«هویتت فاش شده، کپی تو در برابر تهذیب گرهای کشور اوترا ظاهر شده بوده. این خلاصهایه که من برای این جلسه آماده کردم...»
روی در حالی که انبوهی از برگهها را به او می داد، پاسخ داد، ایریس بزرگ در طول آن مکالمه با چشمان بسته روی زانوهایش نشست.
برگهها وقایع مجمعالجزایر را که به دنبال ناپدید شدن بعد جداگانه رخ داد، توصیف میکردند.
آنها کشف هویت نوآ، ارتباط آن با شیطان کلاهدار، موضوع نشانههای فرار و حتی برخی ملاحظات نهایی را که شخصاً روی اضافه کرد، پوشش می دادند...
«هیچ کس نمی دونه چه کسی ارثیه رو به دست آورده و با وجود اینکه هویت من فاش شده، سازمانهای قانونی فقط میدونن که من متعلق به کندو هستم، اونا نمی دونن من متعلق به کدوم شاخهام...»
وضعیت به مراتب بهتر از آن چیزی بود که روی اشاره کرده بود، به هر حال کندو مجمعالجزایر را...
کتابهای تصادفی
