تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 413
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
حالت ناخوشایندی در صورت آیریس ظاهر شد، او در مورد نیات نوآ شک داشت، بنابراین فقط منتظر ماند تا او توضیح بیشتری بدهد.
«منظور من از همه چیز ساده اس: به من این امکان داده بشه که هر چیزی رو که میخوام از انبار به صورت رایگان دریافت کنم، آزادانه از هر گونه امکانات آموزشی فرقه استفاده کنم، و در صورت نیاز، درخواست کمک قهرمانانه کنم، البته در مواقعی که من در خطر ام، رتبههای تهذیبگر رو کسب میکنم. البته درخواستهای من فقط برای موارد و منابع تا رتبه پنجم قابل اعماله، مثل موارد موجود توی ارثیه...»
نوآ اطلاعاتی را درباره ثروت خود فاش کرد تا نشان دهد که میراث چقدر ارزشمند است، از بیان سخت آیریس مشخص بود که سخنان او مؤثر است.
روی مدتها بود که اراده اش را برای صحبت کردن از دست داده بود، نوآ در حال مذاکره با منابعی بود که حتی موقعیت ممتازش هم نمیتوانست به او بدهد، بهتر بود موضوع را به مادرش بسپارد.
با این حال، وقتی به مرد جوانی که بیتوجه روبرویش نشسته بود نگاه میکرد، رگههایی از تحسین را احساس میکرد.
اراده اکثر تهذیبگران در صفوف انسانی وقتی با موجودی در ردههای قهرمانانه سروکار دارند می شکند، اما نوآ حتی زیر نگاه مادرش عرق هم نمیریخت.
«چنین نگرش خونسردانهای، فکر میکنم که اون میتونست توی یه سازمان قانونی از بین بره...»
روی وقتی به این موضوع فکر میکرد نفس راحتی کشید، از اینکه چنین تهذیب گر تماشایی در کنارش بود احساس خوشحالی کرد.
از سوی دیگر، آیریس احساس تعارض داشت.
او می دانست که هیچ اهرمی در مقابل نوآ ندارد.
مرد مقابل او هیچ رابطهای برای بهره برداری نداشت و موقعیتش هیچ نقطه ضعفی نداشت.
«شما یا شرایط من رو قبول می کنید یا من همه چیز رو منفجر می کنم!»
پس از آن محدودیت زمانی، فضای زیادی برای مذاکره وجود نداشت.
«من صلاحیت پذیرش درخواستهای تو رو ندارم.»
در پایان، آیریس آهی کشید و حقیقت را فاش کرد.
بالاخره او فقط یک تهذیب گر رتبه ۴...
کتابهای تصادفی

