تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 419
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
در شش ماه پس از آن، وضعیت سیاسی مجمعالجزایر بسیار متشنج بود.
به طور کلی، بازیابی ارثیه از چنین بعد خطرناکی، قدرت هر سازمان را تا چند سطح افزایش می داد.
به هر حال، شیطان تعقیب کننده اخیراً از رتبه ششم عبور کرده بود، طبیعی بود که فکر کنیم موجودات در آن سطح در مجمعالجزایر زیاد نیستند، با توجه به اینکه فرقه او یکی از قوی ترینها در کندو بود.
ارثیه شامل جادوها و منابع تا رتبه پنجم بود، قدرت هر سازمانی پس از به دست آوردن آن فوراً به اوج مجمعالجزایر رسیده بود...
با این حال، بعد بسته شده بود و هیچ عواقبی رخ نداد.
چیزی که عجیبتر بود این بود که هیچ کالای عجیب و غریب یا قدرتمندی در آن دوره در بازارهای جزایر ظاهر نشده بود، به استثنای احتمال موفقیت یک سازمان ضعیف در آزمایشها.
این آرامش، همراه با این واقعیت که هر سازمانی متحمل خسارات هنگفتی به دلیل داراییهای انسانی خود شده بود، منجر به ایجاد فضایی متشنج شده بود.
نوآ هنوز در گودال مشغول تهذیب بود، او تنها زمانی روی سطح منطقه تمرین صعود کرده بود که نیاز به آزمایش برخی از طلسمهای خود داشت.
پیامی ذهنی در دفتر یادداشت حک شدهاش رسید، نوآ قبل از برخاستن و ذخیره نعمت نفس به محتویات آن گوش داد.
او می دانست که زمان حمله فرا رسیده است!
بالهای هیلونگ در پشت او ظاهر شد، آنها از نوآ حمایت می کردند و او از آنجا بالا رفت و می توانست بال هایش را کاملا باز کند و به سطح پرواز برگردد.
«امیدوارم گوشه گیریت نتایج خوبی داشته باشه، شاهزاده.»
روی، وقتی دید که شخصی بالدار به سمت او می آید با تعظیم از او استقبال کرد، نوآ در مقابل او فرود آمد، او به سادگی سرش را قبل از صحبت تکان داد.
«بزرگها قبلاً نقشهای برای جنگ تهیه کردن؟»
«بله، اطلاعات اینجاست.»
روی یک طومار ساده به نوآ داد اما این باعث واکنشی در چهره شاخدار او شد.
نوآ خالکوبی خود را کنترل کرد و آن را با سطح برگه لمس کرد، یک سری اطلاعات وارد ذهن او شد.
با وجود اینکه نوآ برای رهبری داراییهای انسانی به جنگ منصوب شده بود، او نه اخت...
کتابهای تصادفی


