تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 433
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 433: تهدید
نوآ با چشمانی سرد صحنه را تماشا کرد، دیدن پنجاه تهذیبگران رتبه ۳ که در برابر او تعظیم می کردند، هیچ خوشحالی و شادی به او نمی داد، او فقط خوشحال بود که نقشهاش عملی شده بود.
«من حدس میزنم که اونا اهمیت داشتن بنیادی محکمتر رو درک کردن...»
نوآ به این فکر کرد اما منظورش جنایتکاران پیش رویش نبود، ذهنش به بزرگان فرقهاش بود.
«زمانی که یک تهذیب کننده رتبه قهرمانی به میدون نبرد می پیونده، همه نیروهای انسانی ناتوان می شن. اینقدر اختلاف قدرت زیاده که فکر کردن به این که در میان اونا حتی نخبگانی هم هستن خیلی عجیبه...»
پنجاه تهذیب کننده رتبه ۳ کافی بود تا ضربه بزرگی به بنیان فرقه وارد کند، به ویژه پس از تضعیف شدن در بعد جداگانه و به دنبال آن فتح مجمعالجزایر.
با این حال، به محض ورود یک پیشکسوت[والامقام]، با آن پنجاه تهذیب کننده به بهترین شکل ممکن برخورد شد: با واداشتن آنها به تغییر جناح!
نوآ معتقد بود که اگر وضعیت فعلی فرقه اینقدر ضعیف نبود، بزرگان هرگز درخواست او را نمی پذیرفتند.
اما به دلیل کمبود نیروی انسانی و مبارزه ای، در نهایت حاضر شده بودند به او کمک کنند.
از این گذشته، بزرگان مشغول کنترل پیرامون مجمعالجزایر بودند، آنها مجبور شدند مسائل انسانی را به نوآ بسپارند.
همچنین جنایتکاران کشور اوترا با فرماندهان فرقه تفاوت داشتند.
آنها به دلیل وضعیتشان از قدرت نبرد بالایی برخوردار بودند، اما فاقد منابع و تکنیک برای نشان دادن کامل پتانسیل خود بودند، این نفرین تهذیبگران تنها بود.
افزودن آنها به فرقه، قدرت آن را تا حد زیادی افزایش میداد و پایهای با ثباتتر ایجاد میکرد، همچنین خسارات متحمل شده در این بعد را کاهش میداد.
«شاید، بزرگان مایل بودن که به من کمک کنن، چون من از اونا درخواست نکردم مبارزه کنیم.»
نوآ این احتمال را نیز ارزیابی کرد...
تهذیبگران سطوح قهرمانی غرور خود را داشتند، به راحتی نمی توانستند به آنها دستور دهند و به عنوان پیاده از آنها استفاده ...
کتابهای تصادفی


