تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 434
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 434 : وجهه
نوآ قبل از اینکه نگاهش را برگرداند، به دو چهره آشنا نگاه کرد که روی کشتی حکاکی شده برمی گشتند.
او حلقههای فضایی و لباسهایشان را در یک دست داشت، تنها کاری که می توانست بکند این بود که امیدوار باشد تهدیدش بتواند مدتی برای او زمان بخرد.
نوآ میدانست که خانواده سلطنتی هرگز او را رها نمیکنند، اطلاعاتی که او در اختیار داشت میتوانست وجهه عمومی آنها را تغییر دهد، و باعث میشد که بسیاری از خانوادههای نجیب زاده به جای حمایت از آنها، به جنبش علیه آنها بپیوندند.
همچنین، موضوع ارثیه سلطنتی می توانست جنگی را علیه آنها به همراه داشته باشد: شاید کشورهای دیگر تحت نفوذ آنها جرأت نمی کردند آنها را برای ارثیه به چالش بکشند، اما امپراتوری، چنین فرصت سودآوری را از دست نمی داد.
وراثت به احتمال زیاد شامل تطبیق کامل خانواده سلطنتی قبلی بود، به هر حال زمین ارثیه قبل از خلع سلطنت ایجاد شده بود، هیچ دلیلی وجود نداشت که برخی منابع را مانند شیطان آسمانی و آنچه را که انجام داده بود متوقف کنند.
ثروث موجود در آنجا ممکن بود از ثروت بازیابی شده توسط نوآ بیشتر باشد، خانواده الباس آشکارا میخواستند این اطلاعات را مخفی نگه دارند.
خانواده سلطنتی کنونی مانند هر سازمان دیگری کار میکرد، جناحهایی داشت، آنها همیشه در مورد این مسائل نظر واحدی نداشتند.
به همین دلیل بود که نوآ کاملاً مطمئن بود که تهدیدش باعث شود او را برای مدتی رها کنند، کمی طول میکشید تا سلطنتیها درباره نحوه برخورد با او تصمیم بگیرند.
نوآ به طرف دیگر جزایر رفت، جایی که جنایتکاران را قبلاً فرستاده بود.
او سریعا روی و گروه پنجاه نفری از تهذیبگران رتبه ۳ را یافت، با دیدن لباسهایی که در دستان او بود، پوزخندهایی در چهرههای پوشیده نشده آنها ظاهر شد.
«شاهزاده! اونها کمک بزرگی برای افزایش قدرت ما هستند، ما تقریبا خسارات ناشی از بعد جداگانه رو جبران کردیم.»
روی وقتی متوجه نوآ شد و با هیجان این حرف را زد، نوآ به سادگی سری تکان داد و وسایل روث و ارول را کنارش انداخت.
نگاههای باحرارتی به او دوخت...
کتابهای تصادفی


