تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 435
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 435: هجوم
نوآ گزارشهای ارسالی روی را خواند و اخم کرد.
کشتیهایی که از قاره می آمدند متعدد بودند، بزرگانی که محیط مجمعالجزایر را کنترل می کردند توانستند بیش از پنجاه عدد از آنها را شناسایی کنند!
بدتر از آن این بود که آنها قادر به تشخیص دقیق نیروی موجود در داخل خود نبودند، بدیهی بود که قاره حتی تهذیبگران قهرمانانه را فرستاده بود که می توانستند مانع از روشهای جست و جوی بزرگان شوند.
«تهذیب کنندههای قهرمانی مشکل من نیستن، اما پنجاه کشتی وجود داره که میتونم انتظار داشته باشم بیش از دو هزار تهذیب کننده رو وارد جزایر ما مبکنن. همچنین نمیتونم از تهذیب کنندههای سازمانهای قانونی جزایر داخلی چشمپوشی کنم…»
نوآ در حالی که آنچه را که در مورد وضعیت کنونی میدانست، مرور می کرد، به این موضوع فکر کرد.
تصرف جزایر پیرامونی آسان بود، اما حفظ کنترل بر آنها دشوار بود، به خصوص که قاره تصمیم به ارسال نیروهای کمکی واقعی گرفته بود.
سازمانهای زیرزمینی محاصره شده بودند، آنها باید از دو طرف دفاع میکردند در حالی که دشمنان فقط باید پیشروی میکردند، آنها به وضوح در موقعیت نامناسبی قرار داشتند.
به طور کلی، بهترین اقدام برای یک تاکتیک نبرد، تصرف جزایر مرکزی و گسترش آهسته آهسته آنها بود، منزوی کردن سازمانهای زیرزمینی غیرممکن بود، زیرا آنها رابط های زیادی در هر جزیره داشتند.
با این حال، حتی آن تاکتیک نیز در نهایت با شکست مواجه می شد، زیرا قاره به سادگی می توانست مجمعالجزایر را با توجه تعداد بیشتری که دارد تحت کنترل بگیرد.
جمع آوری نیروهای تازه برای کشور اوترا و پاپرال برای این کار دشوارتر بود زیرا تهدید امپراتوری مستلزم باقی ماندن بیشتر قدرت آنها در داخل کشور بود.
همچنین، سیستم سیاسی آنها به آنها اجازه نمی داد که نیروهای زیادی را به اشتراک بگذارند، تهذیبگران قدرتمند هر دو کشور بین فرقهها و خانوادههای نجبا تقسیم شده بودند، خانوادههای سلطنتی و شورا نمیتوانستند آنها را مجبور به تحویل بیش از حد نیروهایشان کنند.
اگرچه امپراتوری شاندال متفاوت بود.
امپراتوریْ، کشوری بود که دائماً در حال گسترش بود و اق...
کتابهای تصادفی



