تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 445
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
حملات موجود رتبه ۵ پس از صحبتهای تهذیب گر قهرمانی که به تازگی ظاهر شده بود متوقف شد، شاخکهای آن در عرض چند ثانیه در هوا ناپدید شدند.
«شورا آماده گفتگوعه!»
صدای دیگری مجمعالجزایر را پر کرد، این صدای متعلق به یک زن بود و به نظر می رسید از سمتی می آمد که گروههای کشور پاپرال لنگر انداخته بودند.
«اونا در تلاش برای حفظ نیروهان، جنگ به جایی رسیده که تهذیبگران انسان دیگه نمی تونن بهش تأثیر بذارن...»
نوآ وقتی متوجه شد چه اتفاقی در حال رخ دادن است، آهی درونی کشید.
تهذیبگران در صفوف قهرمان از هر جناح، قدرت طلسم کپی را چشیده بودند و تمایل خود را برای مذاکره ابراز کردند، هدر دادن همه داراییهای انسانی خود در برابر آن جانوران جادویی بیفایده بود.
«خانواده الباس آماده گفتگوعه.»
سرانجام، حتی تهذیبگر قهرمان از کشور اوترا از مبارزه با شاخکهای قدرتمندی که از دریا میآمدند دست کشید و تصمیم گرفت به مذاکره متوسل شود.
سکوت مجمعالجزایر را پر کرده بود، همه نبردها در جزایر پیرامونی مدتها بود که از ظهور جانوران جادویی متوقف شده بود، همه تهذیبگران روی آنها منتظر پاسخ موجودات قدرتمند حاکم بر سازمانهای زیرزمینی بودند.
سپس، یک تهذیبگر بلندقد با بدنی تنومند پر از زخم، چشمهای قرمز و قهوهای در هوای بالای میدانهای جنگ ظاهر شد.
نوآ می توانست او را بشناسد، او شیطان تعقیب کننده بود!
«پس بیاید حرف بزنیم.»
لبخند کمرنگی بر لبانش نشسته بود در حالی که به تهذیبگران قهرمان از جناحهای دیگر پاسخ داد و با اشاره به آنها فهماند که دنبال او بروند، چهار چهره در چند ثانیه ناپدید شدند...
در یک منطقه زیرزمینی ارغوانی، روی قله افقی که کوهی بود که شیطان تعقیب در آن تمرین میکرد، چهار تهذیب گر روی میزی بیرون از سازه روی زمین نشسته بودند...
اگر نوآ آنجا بود، متوجه می شد که منطقه اطراف کوه زیرزمینی اکنون با خطوط درخشان یک سازه عظیم پر شده بود، شیطان تعقیب از منطقه آموزشی خود به عنوان بخشی از هس...
کتابهای تصادفی


