تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 454
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
با ورود گروه نوآ به مرزهای خود و پشت سر گذاشتن مه عرفانی، محیط کمی تغییر کرد.
درختان بیشتری ظاهر شدند، آنها ظاهری خشک با شاخههای تیز داشتند و همچنین نوعی هاله تهدیدآمیز ساطع می کردند.
نوآ قبل از ملحق شدن به مأموریت، اطلاعاتی در مورد کشور افرانا جمع آوری کرده بود، او می دانست که آن گیاهان را درختان خون می نامند زیرا ماده مغذی آنها خون داخل زمین است.
هر موجود زندهای در این جهان از نفس تغذیه می کرد، آنها به سادگی آن را از منابع مختلف جذب می کردند.
انسانها آن را از محیط جذب می کردند در حالی که جانوران جادویی نیز می توانستند آن را از آنچه میخوردند جذب کنند.
گیاهان در وسط قرار داشتند، آنها بیشتر آن را از زمین یا هوا جذب می کردند، اما برخی از گونههای کمیاب نیز میتوانستند به طور فعال به دنبال طعمه برای شکار باشند.
درختان خونی متعلق به نوع اول بودند، تغذیه آنها از زمین می آمد و از آنجایی که خون جذب شده بیشتر از تهذیبگران می آمد، شکلی قوی و محکم پیدا کرده بودند...
چوب به دست آمده توسط درختان خون ماده خوبی برای ایجاد سلاحهای حکاکیای بود، اما آنقدر گرانبها نبود، در غیر این صورت کل کشور افرانا غارت می شد.
گروهی از مجمعالجزایر نیز میتوانستند متوجه اردوگاههایی با ظاهر ضعیف در دوردستها شوند، به نظر نمیرسید که آنها دارای تهذیبگران قدرتمندی باشند.
«بیاید یه نگاهی بندازیم. قوی ترین قبایل باید توی مرکز کشور باشن پس باید بتونیم اینا رو به راحتی ضمیمه کنیم...»
نوآ دستور داد، طرح کلی کشور افرانا در ذهنش روشن بود.
ایجاد جای پایی در کشوری که دائماً در حال جنگ است مشکلی نبود، مسئله ایجاد یک جایگاه پایدار بود.
نبردهای بین امپراتوری شاندال و کشور پاپرال تأثیر زیادی بر قبایل ساکن در افرانا داشت، می توان گفت که تنها تعداد کمی از آنها توانستند سالها در موقعیت قدرت باقی بمانند.
این به این دلیل بود که هر دو کشور بزرگ ترجیح میدادند قبل از رفتن به جنگ آنها را استخدام کنند، مزدوران قبایل به عنوان سرباز...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی
