تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 535
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۵۳۵
گروه از کنار دشت برفی عبور کردند و وارد سرزمینی پر از ریشههای رتبه ۴ شدند.
ارشد لورل مجذوب آن گیاهان جادویی شده بود، اما به هر سختی ای که بود روی ماموریت متمرکز ماند، زیرا زمان مناسبی برای مطالعهی گیاهان سرزمینهای جاودانه نبود.
ریشههای تیز با پیشروی شروع به کم شدن کردند، اما هر از چندگاهی که به عمق سواحل شرقی میرفتند، تکههای بزرگی از زمین سوخته دیده میشد.
سپس یک ابلیسک بلند در میدان دید آنها ظاهر شد؛ گروه با دیدن آن ساختار عظیم متوقف شد، آن تغییر شدید در محیط، تهذیبگران را شگفت زده کرد و بلافاصله برای تجزیه و تحلیل منطقه پرواز خود را متوقف کردند.
نوآ و دیگران بلافاصله به دلیل چگالی کمتر «نفس» در اطراف خود متوجه شدند که ابلیسک «نفس» موجود در هوا را جذب میکند.
آنها متوجه پایین آن سازه شدند؛ ارشدها وقتی دیدند که شهری در پایین آن ابلیسک وجود دارد از تعجب شاخ درآوردند.
ارشد هوپ وقتی شهر را دید نتوانست جلوی خود را بگیرد و گفت:«اونا فقط درعرض 5 سال تونستن اینجارو استعمار کنن؟ هایو دربرابر سه کشور بزرگ هیچی نیست!»
شگفتانگیزتر این بود که ساکنان آن شهر تهذیبکنندگان رده انسان بودند!
نوآ فکر کرد در حالی که هوشیاریش شهر را بررسی میکرد با خود فکر کرد.
- حتی بعضیاشون تو سطح 2اَن! خاندان الباس یه بستر خیلی خوب برای رشد افرادش بهوجود آورده!
ابلیسک تراکم نفس را کاهش میداد و محیط پایین خود را به محیطی فوقالعاده برای تهذیب تهذیبگران رده انسان بدل میکرد.
- تهذیبگرای رده قهرمان از آثار باقیمونده موجودات الهی استفاده میکنن و تهذیبگرای رده انسان هم تو همچین شهرایی تمرین میکنن؛ حق با ارشد ه...
کتابهای تصادفی
