تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 541
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۵۴۱ - جسم شعله ور
تمام تهذیب گران کشور اوترا مجروح بودند، آنها نمی توانستند تمام قدرت خود را ابراز کنند.
در عین حال، نوآ هرگز قدرتمندتر از این نبود.
روشنگریش تواناییهایش در استفاده از عنصر تاریکی را بهبود بخشیده بود، و تمام وجودش لبریز از اعتماد به نفس بود، او دقیقا میدانست که چقدر قدرتمند است.
هاووک با سرعتی باور نکردنی از میان شکافهای ایجاد شده در اثر ضرباتش پرواز کرد، هنگامی که در دود ویرانگری که هنوز در هوا باقی مانده بود شیرجه زد، دود سرعتش را بیشتر افزایش داد.
همراهان روی نمیتوانستند کاری انجام دهند، هاووک خیلی سریع بود و هنوز چیزی نشده به طلسم های آنها هم نفوذ شده بود، آنها فقط میتوانستند تماشا کنند که دنبالهی سیاه سر روی را در بر گرفت و بدن بی جان او را به سمت نوآ بازگرداند.
نوآ به سرعت آن قسمت هایی از بدن روی را که توسط دود سیاه نابود شده بود برید و مابقی بدنش را ذخیره کرد، پس از پایان نبرد، زمان کافی برای خوردن دانتیان او وجود داشت.
دانتیان نوآ کمبود “نفس” نداشت ، تکنیک تهذیب گری او آن را با سرعت کامل دوباره پر می کرد، او میتوانست برای مدتی بدون توجه کردن به این موضوع بجنگد.
تنها انرژی ذهنی او با سرعت زیادی کاهش پیدا میکرد، استفاده ی همزمان از چندین و چند طلسم، فشار زیادی را بر ذهن او وارد میکرد.
هرچند، تا آن زمان نوآ تقریباً پنج سال میشد که یک جادوگر سطح چهار بود، او به راحتی میتوانست برای مدتی از تمام قدرت خود استفاده کند.
او برای اولین بار در زندگیش، خودش می توانست در نبردهای طولانی شرکت کند!
«چی کار کردی!»
مردی که در کنار نوآ بود در حالی که به سمتش حمله می کرد فریاد زد.
آنها به تازگی از محاصره امپراتوری شاندال جان سالم به در برده بودند، فقط برای اینکه خود را در نبرد دیگری بیابند.
تعداد آنها از دشمنانشان بیشتر بود، اما جراحات آنها بسیار شدید بود و مراکز قدرت آنها ذخایر زیادی نداشت، وضعیت آنها خوب نبود.
با این حال، آنها هرگز انتظار نداشتند که یکی از آنها به این زودی بمیرد.
نوآ مرد را دید که به سمت او می آید و زمانی که با شمشیر هایش ضربه زد، صلیبی در هوا رسم کردند.
مرد برای حمله ی او آماده شده بود، و در حالی که به سمت شخص شیطانی پرواز میکرد، ستاره های دریایی بی شماری در مسیر ضربه...
کتابهای تصادفی

