تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 543
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۵۴۳
تهذیب گران سطح شش چهار ملت از اتفاقاتی که در دوره گذشته آرامش را در قطعه سرزمین های جاودانه بر هم زده بود آگاه بودند.
تهذیب گر قهرمانی از کشور پاپرال کشته شده بود و مرگ او نیت جنگی بین سه کشور بزرگ را برانگیخت و در نهایت منجر به حمله به قلمرو امپراتوری شد.
هرچند جزئیات مربوط به مرگ ارشد شریل هنوز نامشخص بود، مقصر هنوز باید پیدا میشد، که کشور مربوطه را مجبور کرد تا باقی افراد را دشمن خود در نظر بگیرد.
طبیعتاً، یکی در میان آن چهار ابرقدرت بود که همه چیز را در مورد آن وضعیت آشفته میدانست.
شیطان تعقیب گر تمام تلاش خود را کرد تا خودش را نسبت به وضعیت سیا+سی قاره جدید بی خبر جلوه دهد.
این واقعیت که دست راست یزدان با او تماس گرفته بود به این معنی بود که هایو میتوانست از آن ملاقات چیزی به دست آورد، او نمیتوانست این شانس را هدر دهد.
«قبل از هر چیزی مایلم بگم که هر جناحی چیزی رو از دست داده، بنابراین میتونیم از بخشی که تو اون درخواست غرامت میکنیم بگذریم. همه ی ما در این مورد موافق هستیم؟»
صدای آرام دست راست یزدان در هوا طنین انداز شد، به نظر میرسد که ابرهای بالای سر او با حرکت کلماتش در آسمان متوقف شده اند.
با این حال، قدرتی که صدای او داشت نتوانست بر افرادی که در مقابلش بودند تأثیر بگذارد، و پادشاه الباس بلافاصله قبل از اشاره به شیطان تعقیب گر برای انکار گفته هایش، با تمسخر پوزخند زد.
«هر جناحی به جز مجمعالجزایر مرجانی! در واقع، من واقعاً دوست دارم بدونم چرا هایو توی قلمروی من بود.»
شیطان تعقیب گر به سخنان پادشاه الباس گوش داد و قبل از اینکه با چهره ای خالی از احساس پاسخ دهد، یک بار دیگر شانه هایش را بالا انداخت.
«یه نیروی خارجی به تازگی افرادم رو استخدام کرده، سازمان من نمیتونه هزینه های دو جنگ مختلف رو تحمل کنه، ما فقط میخواستیم چندتا سود سریع بکنیم و در عین حال همتون رو ضعیف کنیم.»
شاه الباس با شنیدن این سخنان با دقت بیشتری به اون نگاه کرد.
دروغ های شیطان تعقیب گر بی عیب و نقص بود، و او همچنین از پنهان کردن مقاصد واقعی خود از حمله ها اجتناب کرده بود.
باید گفت که همه آنها میدانستند که هایو در حال حمله به قاره کهن بود، ...
کتابهای تصادفی


