تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 544
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۵۴۴ - پیمان
لوح با نور ملایمی میدرخشید اما هاله ای باستانی را ساطع میکرد، پادشاه الباس، ارشد اعظم دیانا، و شیطان تعقیب گر بلافاصله میتوانستند متوجه شوند که قدرت موجود در آیتم حکاکی شده از قلمروی آنها فراتر رفته است.
«یه پیمان؟»
ارشد اعظم دیانا پرسید.
این نوع اقلام اغلب در دنیای تهذیب گری دیده میشد، بسیاری از پیمانها و قراردادها از طریق لوح ها یا مُهر ها بسته میشدند.
البته که لوحی که بتواند چهار فرد سطح شش را مجبور به پیروی از یک توافق کند باید در سطح روحانی قرار میگرفت.
«بله، جزئیات سرزمینهایی رو که فتح کردین فاش کنین، و شما هم توی کاوش در اعماق قاره ی جدید همراه دست چپ یزدان و من میاین. باید دلیلی وجود داشته باشه که چرا این سرزمینها از سرزمینهای جاودانه سقوط کردن، دلیلش یا اون سمت آسمونه یا تو مرکز قاره ی جدید.»
دست راست یزدان توضیح خود را با این کلمات به پایان رساند، امپراتوری شاندال در واقع داشت برای کشف اعماق قاره ی جدید، کمک دو تهذیب گر سطح شش را پیشنهاد میکرد!
نیازی به گفتن نبود که چنین پیشنهادی برای سه مهمان فوق العاده فریبنده بود، فرصتی برای کشف مناطقی که علیرغم سطح بالایشان میتوانست برایشان پر از منفعت باشد، چیزی بود که ترجیح میدادند از دست ندهند.
پادشاه الباس اولین کسی بود که وارد عمل شد، او لوح درخشان را لمس کرد و قبل از اینکه دست خود را به سمت نقشه تکان دهد، به شرایط توافق در ذهن خود نگاهی انداخت.
نام ها و خطوط مرزبندی شروع به ظاهر شدن در سواحل جنوب شرقی کردند، مناطق تاریک با نقاشی های دقیقی جایگزین شدند که محیط آن سرزمینها را به تصویر می کشیدند.
سپس، او دوباره لوح را لمس کرد، و یک طلسم درخشان در پشت دست او ظاهر شد، حاکم کشور اوترا بلافاصله با اتحاد موافقت کرده بود!
ارشد اعظم دیانا هم همین کار را کرد، او شرایط توافق را بررسی کرد و قبل از مهر و موم کردن اتحاد، دستش را تکان داد.
قلمروهای ساحل شمال غربی نقشه، اسامی و جزئیات را فراهم میکرد، تنها آثار به جا مانده از موجودات آسمانی در نقشه ذکر نشده بو...
کتابهای تصادفی


