تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 570
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۵۷۰ . ضیافت
نوآ گروه خانواده ی اودی را در سراسر ساحل جنوب غربی هدایت کرد.
وقتی که بر فراز دریاچه گدازه پرواز میکردند، ایان مجبور شد حائل اطراف آنها را در آسمان بلند کند، وگرنه گرمای منطقه در همان دم از آن عبور میکرد و تمام انسانهای تهذیب گر را در یک لحظه از بین میبرد.
ارشد آستین هنگامی که نوآ را دید، تهذیب خود را قطع کرد و در آسمان بالا رفت تا چند کلمه با او صحبت کند.
ظاهراً او بود که به فکر استفاده از یک خانواده ی اشرافی برای به دست آوردن دستگاه های پیشرفته ی کشور اوترا بود.
فرقه های کشور پاپرال نمی توانستند با هایو پیمانی ببندند، به هر حال، موسس هایو رهبر یکی از یازده فرقه ی غیر ارتدکسی بود که در گذشته تبعید شده بودند.
شورا و خانواده ی الباس بیش از حد مشغول قلمروهای خود در قاره ی جدید بودند که به نیروی کوچکی مانند هایو اهمیت بدهند، بنابراین فقط خانواده های اشرافی به عنوان یک گزینه باقی مانده بودند.
بهترین انتخاب در میان آنها بدون شک خانواده اودی بود.
نه تنها یکی از قویترین خانواده های اشرافی بزرگ بود، بلکه یکی از دلایلی بود که در پشت سر آرمان وجود داشت.
خانواده ی الباس از خانواده های اصیلی که طرفدار آرمان بودند را نادیده می گرفتند و بخشی از منابع به دست آمده در قاره جدید را فقط در اختیار افراد وفادار قرار میدادند.
این به وضعیتی منجر شد که خانواده های طرفدار آرمان مجبور شدند به دنبال کمک خارجی باشند تا قدرتشان راکد نشود.
- اونا میتونستن فقط بهم بگن. خب، خانواده اودی عالی هستن، و در حال حاضر هم اینجان، منم ممکنه تا جایی که میتونم این موضوع رو هرچه سریعتر تموم کنم و به خلق اراده ها ادامه بدم.
نوآ در حالی که این فکر را میکرد در ذهنش آه کشید.
او هرگز دوست نداشت وقتی که در میانه ی تمرین بود کسی مزاحمش شود، اما موقعیت او وظایفی را همراه با مزایایی به همراه داشت.
او بسیار دلخور بود و این احساس با نگاه دنیل که روی پشتش ثابت شده بود بیشتر شد.
نوآ بدون اینکه به پشتش نگاه کند پرواز کرد، برایش اهمیتی نداشت که ایان مجبور شود مانع را حرکت دهد تا از موج گرما جلوگیری کند، او نمی توانست خود را به زحمت بیند...
کتابهای تصادفی


