تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 579
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۵۷۹. کاوش
ارشد جیسون برنگشت، او همچنان چشمانش را به جسد جانور جادویی قفل کرده بود.
صحنهای که او به تازگی شاهد آن بود اصلا با عقل جور در نمیآمد!
جانوران جادویی، پرخاشگری ذاتی داشتند که نمیتوانست آنها را رام کرد، فقط میتوانستند تحت سلطه موجود قویتری از گونههای مشابه قرار گیرند.
با بالا رفتن رتبه موجودات، این ویژگیها بیشتر افزایش یافت. جانوران جادویی رتبه ۴، حتی توسط رهبران هر دسته به سختی قابل کنترل بودند.
البته، حتی آن موجودات بیفکر نیز میتوانستند تفاوت قدرت را با دیدن آن درک کنند.
هر موجود زندهای حس ذاتی خطر داشت و جانوران جادویی بهترینها در این زمینه بودند.
با این حال، چشمانش به او دروغ نمیگفت، او دقیقاً میدانست چه میبیند.
جانور جادویی رتبه ۴ را دید که زندگی خود را بدون تقلا به نوآ تقدیم کرد، گویی فشار نوآ حتی غریزه بقای او را سرکوب کرده بود.
این از نظر تئوری غیرممکن بود، فقط موجوداتی از گونههای مشابه و در رتبههای بالاتر میتوانستند موجودات پایینتری را بهطور کامل تحت سلطه خود درآورند.
با این حال، نوآ یک انسان بود و مراکز قدرت او همچنان در رتبه چهارم قرار داشتند.
« نمیای؟ »
صدای نوآ در هوا طنین انداز شد و ارشد جیسون احساس کرد که یک جفت چشم خزنده بر پشت او فرود آمد.
او بلافاصله از همان نگاه خیره متوجه شد که هاله نوآ به چیزی تیزتر و متراکمتر تبدیل شده است.
تعجب آور نبود که هاله تهذیبگر با کاوش در اعماق فردیت خود تغییر کرد.
رتبههای قهرمانانه قرار بود جوهر هر تهذیبگر را محکم کند، بدیهی بود که تغییر در طرز فکر آنها بر هالهای که آنها را احاطه کرده بود تأثیر میگذاشت.
به هر حال، «هاله» فقط انرژی بود که به طور ذاتی توسط انرژی ذهنی موجود در دریای آگاهی تابش میشد.
با این حال، به نظر میرسید هاله نوآ خیلی اوقات تغییر میکند.
ابتدا به صورت هالهای سرد و تیز شروع شده بود تا به پوستهای خشن تبدیل شود که بدن او را احاطه کرده بود.
همچنین، ارشد جیسون حتی میتوانست در درون آن نوعی غرور احساس کند.
آن احساسات ناشی از غرایز او بود، زیرا هاله نوآ مشخص نبود.
به نظر میرسید که او چیزهای بسیار زیادی را در یک زما...
کتابهای تصادفی


