فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 594

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۵۹۴. سفر

«بعد از اینکه رفتم، هیچ زن دیگه ای نباید تو زندگیت باشه.»

«شاید سخت باشه، ولی میتونم انجامش بدم.»

جون با شنیدن پاسخ نوآ با آرنج به دنده های او ضربه زد، اما وقتی احساس کرد دست او موهایش را نوازش می‌کند، خیلی زود فراموشش کرد.

آنها بر روی زمین اتاق زیرزمینی دراز کشیده بودند و نور لاجوردی که از زمین سنگلاخی قاره ی جدید میتابید، بدن برهنه ی آنها را روشن می‌کرد.

جون از شانه ی نوآ به عنوان بالش استفاده می‌کرد و دست چپش را روی بالا تنه ‌اش دراز کرده بود، آماده ضربه زدن به او، هر وقت که نوآ وانمود می‌کرد او را جدی نمی‌گیرد.

او تا آن موقع فهمیده بود که نمی‌تواند با قدرت بدنی خود نوآ را زخمی کند، بنابراین او به سادگی از تمام قدرت خود برای سیخونک زدن به او استفاده کرده بود.

البته، او این کار را نکرد تا به او آسیب بزند، بلکه فقط برای شنیدن خنده ی بعد از آن ضربه بود.

«و مردنی هم در کار نیست. سعی کن وقتی داری یه کار دیوونه وار مثل براندازی یه کشور یا مسخره کردن حاکمای یکی از سه کشور بزرگ انجام میدی، نمیری.»

جون در حالی که حالتش را تغییر میداد و سرش را روی سینه ی نوآ می گذاشت، دوباره صحبت کرد.

هر دوی آنها می‌دانستند که اگر بتوانند به مناطق تحت کنترل هایو بازگردند، جون نمی‌تواند در هایو بماند.

هیچ بهانه ‌ای نمی‌توانست تغییر جناح ‌های او را توجیه کند، و خانواده ی الباس میتوانستند در همان لحظه از این فرصت برای اعلام جنگ به هایو استفاده کنند.

جون نیز رویاهای خود را داشت.

او هنوز می‌خواست مادر سالار خانواده ‌اش شود و از کمک خانواده ی سلطنتی برای به دست آوردن منابع استفاده کند، او نمی‌توانست موقعیتی را که در بیست سال کار به دست آورده بود رها کند.

نوآ بهتر از هر کسی می‌توانست تصمیم او را درک کند.

آنها به اندازه کافی قوی نبودند که بتوانند رابطه ‌ای آشکار داشته باشند.

نوآ بزرگترین تحقیر در تاریخچه ی خانواده ی الباس بود و جون یکی از استعدادهایی بود که خانواده ی الباس در حال تغذیه و پرورش آن بود، عواقب رابطه ی آنها می‌توانست نیروهای پشت سر آنها را درگیر و زندگی آنها را به خطر بیندازد.

«در مورد تو هم همینطور، مرگی نباید در کار باشه. من میخوام دوباره ببینمت.»

...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی